و فرزندى كه بديدن ما ميآيد فرزند همان برادرى است كه فعلا بديدن ما مىآيد يعنى هريك از برادر و برادرزادهايرا كه بديدن ما مىآيد ميتوانيم اينچنين تعيين كنيم كه پدر يا فرزند آن شخص ديگرى است كه بديدن ما مىآيد و معناى اينكه معلوم بهريك از دو علم ، كلّى مقيّد است همين است .
پس معلوم بعلم اجمالى كه متعلّق بگروه دو برادر است آنست كه برادرى بديدن ما مىآيد كه متّصف است باينكه او پدر برادرزادهاى است كه بديدن ما خواهد آمد و معلوم بعلم ديگر اين است كه برادرزادهاى بديدن ما خواهد آمد كه متّصف است باينكه فرزند برادرى است كه آن برادر بديدن ما ميآيد .
3 - آنكه تقييد كلّى معلوم بعلم اجمالى كه متعلّق بود بگروه دو برادر تقييدى بود ساختگى و تقييد حقيقى نبود بر خلاف آن كلّى كه با علم اجمالى معلوم بود كه تقييدش تقييد حقيقى بود براى اينكه تقييد حقيقى عبارت است از آنكه دائرهء انطباق مقيّد را كوچك گرداند پس هرگاه قيد از انطباق چيزى جلوگيرى بكند و بر آنچه كه اگر اين قيد نبود امكان انطباق داشت اجازهء انطباق ندهد آن قيد يك قيد حقيقى تلقّى مىشود مثلا اگر بگوئى ( انسان بلند قامتى بنزد بنزد من آمد ) كلمهء بلندقامت يك قيد حقيقى از براى انسان تلقّى مىشود زيرا اگر آن كلمه نبود شخصى كه آمده امكان آن را داشت كه بر انسانى كوتاه قدّ منطبق شود ولى كلمهء بلندقامت از اين انطباق جلوگيرى كرد .
پس از روشن شدن مطلب بالا ملاحظه ميكنيم كه آن كلّى كه متعلق علم اجمالى اوّل بود ( علم اجمالى كه گروه دو برادر را دربرداشت ) هرچند مقيد بود - زيرا معلوم به اين علم عبارت بود از آمدن برادرى كه پدر برادرزادهاى بود كه فعلا بديدن ما مىآمد - و لكن اين قيد از انطباق آن برادر بهيچيك از دو برادر جلو - گيرى نميكرد زيرا شخصيّت برادرزادهاى كه بديدن ما خواهد آمد در واقع مشخّص و معيّن نميگردد مگر براساس مشخّص شدن همان برادرى كه به زيارت ما
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٣٦