تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
اساس علم اجمالى اوّل معيّن شده بود حاكم خواهد بود مثلا : ممكن است كه محمّد از خانواده‌اى بوده باشد كه كمتر در ميان افراد آن خانواده سفيد چهره يافت مىشود بطوريكه موجب علم اجمالى گردد كه از هرپنج نفر از اين خانواده فقط يك نفرشان سفيدرو مىباشد و اين علم ، احتمال سفيد بودن محمّد را 5 / 1 ميسازد و بهر اندازه كه ارزش احتمال اينكه محمّد سفيد باشد كمتر گردد درجهء احتمال اينكه آن انسانيكه بودنش را در اطاق دفتر ميدانيم محمّد است ضعيفتر خواهد شد و امكان ندارد كه اين احتمال اخير سبب بشود كه درجهء احتمال سفيد بودن محمّد ضعيف گردد زيرا احتمال اينكه محمّد همان شخص معلوم ، در اطاق است ارزشش از علم باينكه انسانى سفيدرو در اطاق است ناشى است پس بهر اندازه كه احتمال ميرود او انسان سفيد چهره باشد به همان اندازه طرفيتّتش از براى اينعلم محتمل است . و اگر بجاى اينكه ما علم داشته باشيم كه انسان معلوم الوجود در اطاق سفيد پوست است احتمال بدهيم ولو بدرجهء زيادى كه معلوم ما مقيّد به اين صفت مىباشد چنين فرضى داراى شرائط حكومت نيست زيرا اگر احيمال بجاى علم نشست احتمال انطباق كلى بر فردى كه سفيد نيست با احتمالى كه دلالت دارد بر سفيد بودن معلوم معارضه خواهد كرد و بدرجهء خود تقيّد كلّى را به اين صفت نفى خواهد نمود .

حكومت در اسباب و مسببات

هرگاه دو گروه داشته باشيم كه هريك از آن دو ، مجموعه‌اى از اطراف علم اجمالى را تشكيل بدهند و اعضاء گروه اوّل ، سبب‌هاى گروه دوّم باشند ارزش‌هاى احتمالى كه علم اجمالى متعلق بگروه اوّل تعيين‌شان كرده است بر ارزش‌هاى احتمالى كه علم اجمالى متعلّق بگروه دوّم تعيين مىكند حاكم خواهد بود . مثال هرگاه علم داشته باشى بر اينكه يكى از دو برادرت بديدن تو خواهد آمد و فرض كنيم كه علل و عوامل آمدن هردو با هم مساوى باشد گروهيكه متعلّق اينعلم است داراى دو عضو است و بموجب همين علم ، درجهء احتمال هريك از آن دو 2 / 1 است و فرض