بهمراه مىآورد بطور اغلب مشاهده خواهيم كرد كه نسبت آمدن برادريكه چهار فرزند دارد بر نسبت آمدن برادر ديگر افزونى ندارد و معناى اين آنست كه فرض محكوم بودن احتمالاتيكه از علم اجمالى در مورد مسبّبات پيدا ميشوند نسبت باحتمالاتيكه از علم اجمالى در مرحلهء اسباب پيدا ميشوند مطابق با واقع است .
علوم اجمالى حملى و شرطى .
قضيه بر دو قسم است : قضيّهء حمليّه و قضيّهء شرطيّه .
قضيّهء حمليّه از واقع شدن چيزى و يا نفى آن حكايت مىكند از قبيل : ( آفتاب سر زده است ) و ( آدمى جاويدان نيست ) .
و قضيّهء شرطيّه از علاقهء شرطى ميان دو چيز سخن ميگويد از قبيل : اگر آفتاب سر زده باشد روز روشن است - و بر همين اساس ، علم اجمالى بر دو قسم منقسم مىشود : علم اجمالى حملى و علم اجمالى شرطى .
علم اجمالى حملى مثالش آن است : كه اجمالا بدانى كه يكى از دو برادرت بديدن تو خواهد آمد . و يا فلّز مكعّبى را به هوا پرتاب كنى و اجمالا بدانى كه يكى از شش طرف آن رو به زمين خواهد افتاد و علم اجمالى شرطى مثالش اينكه تو بدانى برادرت اگر بيمار نباشد در خلال ده روز يك بار بديدن تو خواهد آمد و يا بدانى كه اگر بيمارى و با به شهر روى آورد بعضى از مردم خواهند مرد .
و همانطور كه هرعلم اجمالى حملى ، مجموعهاى از اطراف را دربردارد كه آنها مصداقها و افراد كلّى معلوم ميباشند همچنين علم اجمالى شرطى مجموعهاى از قضاياى شرطى را دربردارد كه هريك از اين قضاياى شرطى ، طرفى از براى علم اجمالى شرطى تلقّى خواهد شد يعنى آن قضيه يك قضيّهء شرطى محتمل است .
بعنوان اينكه مصداق و فردى است از براى قضيّهء شرطى كلّى معلوم .
در مثاليكه گفتيم : اگر فلانى بيمار نباشد برادر خود را در يكى از ده روز ملاقات خواهد كرد مىبينيم كه ما با ده قضيّهء شرطيّهء محتمل مواجه هستيم و