ميآيد پس هر برادر را كه زائر فرض كنيم خود همان فرض تعيين برادرزادهء زائر را نيز دربر خواهد داشت .
و باز پس از روشن شدن مطلبى كه گذشت ملاحظه ميكنيم آن كلّى را كه متعلق علم اجمالى دوّم است ( همان علمى كه گروه اولاد را دربر گرفته ) مىبينيم كه آن نيز مقيّد است ولى تقييدى حقيقى زيرا معلوم به اين علم عبارت است از آمدن برادرزادهاى كه فرزند آن برادرى است كه بديدن ما ميآيد و روشن است كه اين قيد انطباق مقيد را محدود ميسازد زيرا ممكن نيست ما برادرزاده را بر فرزند برادر بزرگتر مثلا منطبق نمائيم مگر در صورتى كه قيد حاصل باشد و آن اينكه زائر پدر او باشد و تنها فرض انطباق برادرزادهء معلوم بر يكى از پنج فرزندان برادران به خودى خود فرض وجود قيد را متضمّن نخواهد بود .
و نتيجهء اين آنست كه : كلّى معلوم بعلم اول مقيّد نيست زيرا تقييد در آن تقييدى است ساختگى و امّا كلّى معلوم بعلم دوّم مقيّد است زيرا تقييد در آن حقيقى و واقعى است .
4 - اموريكه گفته شد اگر درست باشد فرضيّهايكه مورد بحث است حالتى از حالات بديههء اضافى سوّم خواهد شد زيرا ارزش احتمالى كه از علم اول استمداد مىكند - يعنى ارزشى كه آمدن برادر بزرگتر را بدرجهء 2 / 1 ثابت كرد - به همين درجه مصداق بودن چهار فرزند برادر كوچكتر را از براى كلّى مقيّد معلوم بعلم اجمالى دوّم نفى مىكند چون بهيچيك از آنها منطبق نميشود كه او فرزند برادرى است كه بديدن ما فعلا خواهد آمد و به همين جهت بر ارزشهاى احتمالى آمدن فرزندان برادر كوچكتر كه از علم اجمالى دوم استمداد ميكرد حاكم خواهد بود . و اين ارزشهاى احتمال را كه از علم دوّم استمداد مىكند نميتوان نافى مصداقيّت برادر بزرگتر از براى كلّى معلوم بعلم اوّل قرار داد زيرا كلّى معلوم بعلم اول مقيّد نيست چنانچه گذشت و گفتيم كه تقييد در آن صورى و ساختگى است و مقصود واقعى همان يكى از دو برادر است بدون هيچ تقييدى و برادر بزرگتر
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٣٧