تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
بيمار ديگرى هم داريم ولى شك داريم كه آيا آن بيمار در بيمارستان ( ج ) بسترى بوده يا در بيمارستان ( ب ) با توجه باينكه در بيمارستان ( ب ) بيمارى نمرده است و فرض كنيم كه نسبت بسترى شدن اين بيمار در هريك از آن دو بيمارستان مساوى است پس يك علم اجمالى دوّمى هست بر اينكه بيمار يازدهمّى يا در بيمارستان ( ج ) بسترى بوده و يا در بيمارستان ( ب ) و درجهء احتمال اينكه اين بيمار در بيمارستان ( ج ) باشد 2 / 1 خواهد بود البته در صورتى كه فرض كنيم كه نسبت بسترى شدن بيمارها در بيمارستان ( ج ) و ( ب ) مساوى باشد . در چنين حالتى اين بيمار يازدهمّى بيك معنا در محدودهء علم اجمالى اوّل قرار ميگيرد زيرا ما دامى كه احتمال ميرود كه اين بيمار از بسترىشدگان بيمارستان ( ج ) باشد احتمال آن هم هست كه همان بيمار باشد كه ما بمرگش علم داريم و از اينجهت احتمال مرگ هريك از آن ده نفر كه ميدانيم در بيمارستان ( ج ) بسترى هستند از 10 / 1 كمتر مىشود زيرا علم اجمالى اوّل در چنين حالتى شامل يازده ارزش احتمالى است كه يكى از اين ارزش‌ها همان ارزش احتمال مرگ بيمار يازدهمّى در بيمارستان ( ج ) مىباشد و امّا علم اجمالى دوّم بر اينكه اين بيمار يا در بيمارستان ( ج ) است و يا در بيمارستان ( ب ) ، مشتمل بر دو ارزش احتمالى است كه يكى از آن دو ، بودن بيمار در بيمارستان ( ب ) است . و ملاحظه ميكنيم كه درجهء احتمال اينكه بيمار يازدهمّى در بيمارستان ( ب ) باشد - احتماليكه علم اجمالى دوّم شاملش بود - و درجهء احتمال اينكه متوفّى در بيمارستان ( ج ) باشد - احتماليكه علم اجمالى اوّل شاملش بود - هر دو با هم امكان صدق ندارد . و لكن اين عدم امكان موجب نميشود كه ميان دو ارزش مزبور تعارضى باشد كه در نتيجهء آن هريك از آن دو در ديگرى اثر بگذارد چنانچه در مثال سكّه