تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
تا شش شماره‌گذارى شده باشد و هردو را با هم به هوا پرتاب كنيم با دو علم اجمالى مواجه خواهيم شد . يكى علم اجمالى بر اينكه سكّه يا به طرف خط خواهد افتاد و يا به طرف صورت و ديگر آنكه فلّز مكعب كه شش سطح دارد بر يكى از سطوح شش‌گانه قرار خواهد گرفت و معناى اين آنست كه ارزش احتمال به صورت افتادن سكّه كه علم اولى تعيينش مىكند 2 / 1 است و ارزش احتمال افتادن فلز مكعب بر سطح شمارهء يك 6 / 1 است و اگر ما بهر سببى از اسباب فهميديم كه طرف صورت سكه فقط با رقم شمارهء شش فلز ظاهر مىشود نتيجهء اينعلم آنست كه درجهء احتمال ظهور صورت پائين بيايد باينطريق كه اعضاء يكى از دو علم را باعضاء علم ديگر ضرب نموده و صورتهائى را كه محتمل نيست از آن منها كنيم در اين صورت حاصل اين ضرب و تفريق ، علم اجمالئى متشكل از هفت طرف خواهد بود بقرار زير : 1 - طرف خط سكه با رقم شمارهء 1 فلز 2 - طرف خط سكه با رقم شمارهء 2 فلز 3 - طرف خط سكه با رقم شمارهء 3 فلز 4 - طرف خط سكه با رقم شمارهء 4 فلز 5 - طرف خط سكه با رقم شمارهء 5 فلز 6 - طرف خط سكه با رقم شمارهء 6 فلز 7 - طرف صورت سكه با رقم شمارهء 6 فلز بموجب اينعلمى كه از ضرب بدست آمد درجهء احتمال ظهور صورت سكه 7 / 1 و درجهء احتمال ظهور سمت شماره ( 1 ) فلز 7 / 2 و درجهء احتمال ظهور شمارهء ( 5 ) مثلا 7 / 1 خواهد بود و معناى اين آنست كه درجهءايكه يكى از دو علم اجمالى كوچك آن را براى آمدن صورت معيّن ميكرد كه 2 / 1 بود به 7 / 1 تنزل نمود و درجهءايكه اينعلم آن را براى احتمال شماره ( 1 ) تعيين مينمود كه عبارت از 6 / 1 بود
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 224 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى