تعلق دارد تعيين و مشخص نگردد ؟
پاسخ اين پرسش آنست كه اين دوئيّت در ميان دو علم اجمالى صورتى بيش نيست و حقيقت ، آنست كه همان علم اجمالى اوّلى است كه به شكل علم اجمالى دوم درميآيد ، در مثالى كه فرض كرديم ما يك علم اجمالى داشتيم كه نوزاد يا پسر است و يا دختر و يا خنثى و بكمك استقراء علم اجمالى ديگرى پيدا شد كه يك عامل از يازده عامل در حالت اين زن آبستن پيدا شده كه پنج عامل از آنها عامل خنثى نبودن است و پسر بودن و پنج عامل ديگر عامل خنثى نبودن است و دختر بودن و يك عامل از آن يازده عامل اقتضاى خنثى بودن را دارد و معناى اين آنست كه اطراف سهگانهاى كه در مجموعهء اطراف علم اجمالى اوّل عضو بودند امكان اين را يافتند كه هريك از طرف اول و دوّم ، بر پنج قسم عرضى تقسيم شوند پس پسر بودن نوزاد منقسم است بر :
1 - حالت پسر بودن مولود در نتيجهء عامل اول
2 - حالت پسر بودن مولود در نتيجهء عامل دوم
3 - حالت پسر بودن مولود در نتيجهء عامل سوم
4 - حالت پسر بودن مولود در نتيجهء عامل چهارم
5 - حالت پسر بودن مولود در نتيجهء عالم پنجم
و عين همين پنج حالت در مورد دختر بودن نوزاد گفته مىشود .
و در بديهّهايكه توضيحش داديم و بموجب آن راه تعيين اعضاء را در مجموعهء اطراف علم اجمالى بيان كرديم گفتيم كه از شرايط عضو بودن هريك از اطراف در مجموعهء علم اجمالى آنست كه اگر قابل تقسيم باقسام عرضيّه بود و طرف ديگر قابل نبود بايد آن تقسيم در آنطرف اجرا گشته و مهمل گذاشته نشود و با تقسيم هريك از طرف اول و طرف دوم از اطراف سهگانهء علم اجمالى اول به اقسام پنجگانهء مجموع اعضاء اطراف علم اجمالى بجاى سه عضو يازده عضو گرديد .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٢٢