تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
مطابقت دارد و آن برحسب آنچه فرض كرديم 3 / 2 است و به اين ترتيب بدست ميآوريم كه نسبت تكرار رويدادى كه در مجموعهء آزمايش‌ها احتمال بيشترى دارد بشرح زير معين مىشود : اوّلا براساس علم اجمالى ، كه اطرافش نمودار مجموع شمارهء تركيب‌هاى صورتهائى است كه در اين تعداد از آزمايش‌ها تكرار آن رويداد بدان صورت امكان دارد و اين در وقتى است كه علم اجمالى ديگرى نباشد كه مجموع اطرافش سه عضو يا بيشتر باشد و درجهء احتمال رويداد را با كسرى بيشتر از نصف و يا كمتر از آن تعيين كند . و ثانيا هرگاه علم اجمالى ديگرى از اين قبيل پيدا شد نسبت تكرار رويدادى كه احتمالش بيشتر است براساس علم اجمالى سوّم تعيين خواهد شد علم اجمالى سوّمى كه نتيجهء ضرب اطراف يكى از دو علم اوّلى به اطراف ديگرى خواهد بود . و به اين ترتيب تفسير نهائى نظريهء برنولى را در علم اجمالى براساس تعريفى كه ما عرضه نموديم خواهيم يافت .

( عموميت تعريف )

در بررسى تعريف احتمال براساس تكرار ديديم كه تعريف ، نميتواند تعدادى از احتمالات را شامل گردد . مثلا اگر ما براى اينكه بخواهيم نسبت تكرار ابتلاء به بيمارى سل را در افرادى كه سيگار ميكشند بدانيم و به آمار صحيحى كه منتشر شده است مراجعه كنيم و بواسطهء روشن نبودن خط نتوانيم تشخيص دهيم كه نسبت تكرار بيمارى سل آيا 4 / 1 است يا 5 / 1 در چنين فرضى با احتمالى مواجه هستيم كه به خود نسبت متعلق است نه بفرد سيگاركش و آن اين است كه نسبت در كدام‌يك از ايندو كسر نمودار است و تعريف براساس تكرار ، اين احتمال را شامل نيست و لكن احتمال به آن معنا كه ما گفتيم ممكن است شاملش گردد زيرا در چنين حالت علم اجمالى