فرض كرديم اگر از اين احتمالات باشد معنايش آنست كه درجهء آن بر طبق علم اجمالى تعيين شده است و معناى 3 / 2 در اينجا آنست كه رويداد دو سوّم مركزها را در مجموع اطراف علم اجمالى اشغال كرده است مثلا وقتى ما ميگوئيم كه احتمال آمدن صورت در پرتاب چشم بستهء اين سكّهء معيّن 3 / 2 است مقصود ما آنست كه ما بوسيلهء استقراء توانستهايم بدست بياوريم كه عوامل ظهور صورت در اين سكّه واقعا بيش از عوامل ظهور خطّ است يعنى دو عامل براى صورت آمدن هست و يك عامل براى خط آمدن ، پس اگر ما چشم بسته اين سكّه را پرتاب كنيم اجمالا ميدانيم كه يكى از سه عامل ، تحقّق خواهد يافت و مجموع اطراف در اينعلم سه عضو است پس اين يك علم اجمالئى است سه طرفى و ظهور صورت ، دو مركز از اين مجموعه را اشغال كرده است و از اينرو درجهء احتمالش 3 / 2 است .
بناءبراين ما در حالتى كه اين سكّه را دفعات بسيارى پرتاب كنيم با دو علم اجمالى مواجه خواهيم شد :
يكى علم اجمالى سه طرفى كه درجهء احتمال رويداد را براى ما معيّن مىكند يعنى ميگويد احتمال آمدن صورت 3 / 2 است .
و ديگر علم اجمالئى كه مجموع اطرافش داراى تعداد بسيارى از اعضاء است و تعداد آن اعضاء مساوى است با مجموع اعداد تركيب صورتهائى كه تكرار رويداد در آن دفعات بدان صورت امكانپذير است .
و در چنين حالتى بناچار بايد يكى از دو علم را در ديگرى ضرب كرد تا آنكه براى ما علم اجمالى سوّمى بدست بيايد كه تعداد اطراف او مساوى است با تعداد اطراف علم اجمالى سه طرفى ضرب در تعداد اطراف علم اجمالى ديگر و در اينعلم اجمالى سوّم همهء اعضاء ، بر طبق تعريفى كه كرديم در درجهء احتمال با يكديگر مساوى خواهند بود و رويداد در مجموع اطراف اين علم هميشه مركزهائى را اشغال مىكند كه نسبتش به تعداد اعضاء اين مجموعه با نسبتى كه نمودار درجهء احتمال است
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢١٧