اين علم شانزده عضو دارد و طبق تعريفى كه كرديم هرعضو اين علم با عضو ديگر ، در درجهء احتمال مساوى است و براساس اين علم ، تعيين ميكنيم :
اوّلا درجهء احتمال وقوع رويداد را در هردفعهء معيّنى بطور جداگانه از وقوع و عدم وقوعش در دفعات ديگر .
ثانيا صورتيرا كه از صورتهاى پنجگانه بزرگترين درجهء احتمال را دارا است امّا اوّلى پس درجهء احتمال وقوع رويداد 2 / 1 است زيرا ما اگر هريك از آزمايشهاى چهارگانه را اختيار كنيم و تعداديرا كه وقوع رويداد در آن آزمايش از مركزها در مجموعهء اطراف علم اجمالى اشغال مىكند ملاحظه كنيم مىبينيم كه 16 / 8 است كه مساوى است با 2 / 1
و امّا دوّمى ، ملاحظه ميكنيم كه بزرگترين صورت احتمال صورت سوّم است كه فرض شده دوبار صورت خواهد آمد يعنى 2 / 1 از مجموع تعداد آزمايشها زيرا عدد تركيب ( 2 ) در ( 4 ) بزرگترين عدد تركيب صورتهاى ديگر است و اين با درجهء احتمال رويداد ، مطابق است چيزى كه هست اگر تعداد آزمايشها بيشتر شود صورتها بيشتر شده و در نتيجه ، تعداد تركيبش بيشتر خواهد شد و از اينرو اطراف علم اجمالى زيادتر گشته و مجموعهء اطراف از تعدادى اعضاء كه جدّا زياد است تشكيل خواهد يافت و نظريهء برنولى در اعداد بزرگ ، ببرهان ثابت مىكند كه صورتى كه نسبت تكرار شدن رويداد را با درجهء احتمالش مطابق فرض مىكند و آن نسبت 2 / 1 است تعداد تركيبش با زياد شدن آزمايش زيادتر خواهد شد تا آنجا كه مجموع تركيبات صورتهاى ديگر نسبت به تركيب اين صورت خيلى ناچيز مىشود و معناى اين آنست كه احتمال اين صورت بيك عدد صحيح جدّا نزديك ميگردد زيرا فارق نسبى ميان آنچه اين صورت از مركزهاى مجموعهء اطراف علم اجمالى اشغال مىكند نسبت بهمهء اعضاء خيلى ناچيز خواهد شد يعنى :
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢١٥