تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
سوم - حالت پانزدهم ( و ى ) اين سه حالت از حالاتى است كه تير به ( أ ) نخورده باشد با آنكه هدف در ( أ ) بوده است كه پس از آنكه ما دانستيم هدف را زده‌ايم هيچيك از آنها محتمل نيست . چهارم - حالت چهارم ( ج س ) پنجم - حالت هشتم ( د س ) ششم - حالت دوازدهم ( ه س ) اين حالات هم از حالاتى است كه تير به ( أ ) خورده و هدف در ( أ ) نبوده است كه اين حالات نيز پس از آنكه ما ميدانيم هدف را زده‌ايم متحمل نخواهد بود و بنابراين ، مجموع اعضاء اطراف علم اجمالى ( 10 ) خواهد بود بجاى ( 16 ) و احتمال اينكه هدف در ( أ ) باشد 9 مركز از اين مراكز ده‌گانه را اشغال خواهد كرد و معناى اين آنست كه احتمال بودن هدف در ( أ ) پس از علم به خوردن تير بهدف 10 / 9 است و اين با معادله‌اى كه قانون احتمال معكوس گذشته بيان ميگردد كاملا مطابق است .

( تعريف و مثال كيسه‌ها )

در مثال كيسه‌ها فرض كرديم كه ما سه كيسه داريم كه در هريك پنج مهره هست كيسهء اوّلى از پنج مهره ، سه مهرهء سفيد دارد و كيسه دوّم چهار مهرهء سفيد و يك مهرهء سياه دارد و كيسه سوّم ، همهء پنج مهره‌هايش سفيد است و فرض كرديم كه ما چشم بسته ، يكى از اين كيسه‌ها را برداشته و سه مهره از آن بيرون آورديم و هرسه مهره سفيد بود احتمال اينكه اين كيسه همان كيسهء سوّم باشد كه فقط مهره سفيد داشت تا چه حدّ است ؟ اينجا نيز با علم اجمالئى مواجه هستيم كه ناچار بايد درجهء احتمال را براساس آن تعيين كنيم ، ما اجمالا ميدانيم كه سه مهرهء سفيد را يا از كيسهء اوّلى برداشته‌ايم يا از دوّمى و يا از سوّمى . و برداشتن سه مهرهء سفيد از كيسهء اوّلى يك حالت بيش ندارد .