ما در اينحالت فرض كرديم كه مجموع اطراف علم اجمالى مشتمل بر سه عضو است كه عبارتند از محمّد و على و حامد ولى ممكن است ما اعضاء را بشكلهاى ديگرى مشخّص كنيم كه عدد اعضاء مختلف شود مثلا بگوئيم كه مجموع اطراف دو عضو دارد يكى على و ديگرى آنكه اوّل نامش ميم است يا بگوئيم مجموع اطراف مشتمل بر دو عضو است يكى ماجد و ديگرى فرزند حامد و همهء اين عبارتها درست است ولى ما نميتوانيم همهء اينها را اساس تشخيص درجهء احتمال قرار دهيم زيرا ما براساس تعبير اول مىبينيم كه احتمال آمدن على 3 / 1 است زيرا علم اجمالى سه عضو دارد و براساس تعبير دوّم خواهيم ديد كه احتمال آمدن او 2 / 1 مىشود زيرا على در اين تعبير به نظر ميرسد كه يكى از دو عضو در مجموع اطراف است و براساس تعبير سوّم احتمال آمدن ماجد 2 / 1 خواهد بود .
و فرض كنيم كه ما بدون جهت تعبير اوّل را گرفتيم باز مشكلات تعريف تا اينجا تمام نميشود زيرا اگر ما علم داشته باشيم كه مثلا محمّد چهار رنگ لباس دارد كه آنها را با ( ا ) و ( ب ) و ( ج ) و ( د ) نشان ميدهيم ممكن است بگوئيم كه مجموع اطراف علم اجمالى مشتمل بر شش عضو است .
1 - محمّد با لباس ( أ )
2 - محمّد با لباس ( ب )
3 - محمّد با لباس ( ج )
4 - محمّد با لباس ( د )
5 - على
6 - ماجد
و معناى اين علم اجمالى آنست كه درجهء احتمال آمدن محمّد 6 / 4 باشد و گاهى در جواب اشكال گفته مىشود كه همين فرض را دربارهء على و ماجد ميگوئيم پس اگر هريك از آنها چهار رقم لباس داشته باشند مجموع اعضاء اطراف علم اجمالى 12 و درجهء احتمال اينكه محمّد بيايد 12 / 4 - 3 / 1 خواهد بود .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٠٢