لباس يك صورت بيش نداشتند .
اين مشگله ، از آنجا ناشى شد كه تقسم مشابه را در ماجد و على اجراء نكرديم و معتقد شديم كه چون ماجد يا على در اختيار لباس يك راه بيش ندارند در واقع اين تقسيم نيز دربارهء ماجد و على قابل اجرا است زيراكه ميتوان صورتهاى احتمالى آمدن محمّد و على و ماجد را بشرح زير فرض نمود :
1 - محمّد بيايد با لباس ( أ )
2 - محمّد بيايد با لباس ( ب )
3 - محمّد بيايد با لباس ( ج )
4 - محمّد بيايد با لباس ( د )
5 - اينكه على بيايد ولى درعينحال قضيّهء شرطيّهاى صادق است كه ميگويد :
اگر محمّد آمده بود با لباس ( أ ) بود .
6 - على بيايد ولى درعينحال قضيّه شرطيهاى صادق است كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( ب ) بود .
7 - على بيايد ولى درعينحال اين قضيه شرطيه صادق است كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( ج ) بود .
8 - على بيايد ولى درعينحال اين قضيّهء شرطيّه صادق است كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( د ) بود .
9 - ماجد بيايد و اين قضيّهء شرطيّه صادق باشد كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( أ ) بود .
10 - ماجد بيايد و اين قضيّهء شرطيّه صادق باشد كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( ب ) بود .
11 - ماجد بيايد و اين قضيّهء شرطيّه صادق باشد كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( ج ) بود .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٠٤