مركزهائى را كه اوّل شدن در منطق و اوّل شدن در رياضيات با هم اشغال مىكند 14 / 4 خواهد بود بجاى 16 / 4 و اين كاملا همان معنا است كه احتمال ( ك ) و ( ل ) با هم عبارت است از احتمال ( ل ) نسبت به ( ح ) ضرب در احتمال ( ك ) نسبت به ( ل ) و ( ح )
و بديههء ششّم : بديههء انفصال بود كه ميگفت : احتمال ( ل ) يا ( ك ) نسبت به ( ح ) عبارت است از احتمال ( ل ) نسبت به ( ح ) بعلاوهء احتمال ( ك ) نسبت به ( ح ) منهاى ( احتمال ( ل ) + ( ك ) ) اين بديهه ، درجهء احتمالى را تعيين مىكند كه نتيجهء جمع ميان دو احتمال است و اين تعيين با تعريفى كه ما براى احتمال كرديم كاملا موافق است بلكه آن نيز مانند بديههء قبلى نتيجهء آن است و اين مطلب با مراجعه به همان مثالى كه گذشت روشن مىشود آنجا ديديم كه درجهء هريك از دو احتمال ( احتمال اوّل شدن در رياضيّات و احتمال اوّل شدن در منّطق ) 2 / 1 بود و امّا اوّل شدن در يكى از در مادّه ( حدّاقّل ) 12 مركز را در مجموعهء اطراف كه در علم اجمالى سوّم نمودار بود اشغال ميكرد و باينواسطه درجهء احتمال اوّل شدن در يكى از دو مادّه 16 / 12 - با 4 / 3 ميشد و اين معنا كاملا مطابق است با همان كه بديهّهء انفصال ميگويد .
با بياناتى كه گفته شد معلوم شد كه صيغهء دوم از تعريف بهمهء بديهيات گذشته كه از براى نظريهء احتمال گفته شده وافى است گرچه محتاج نيست كه بعضى از بديهيّات بعنوان اصل مسلّم قبلى فرض شود .
و امّا صورت اوّل از تعريف كه بموجب آن ح / ل عبارت بود از تقسيم رقم علم بر عدد اعضاء مجموعهء اطراف علم اجمالى ، در صورت مزبور ح / ل علامتى است كه با آن ، احتمال به معناى مراتب متفاوت تصديق نشان داده مىشود نه به معناى نسبت صورت در مخرج ، و بر اين اساس بعضى از بديهيّات نظريهء احتمال كه گذشت بر آن صدق نميكند مانند بديهّهء دوّم زيرا ارزشهائى كه براى ح / ل باينمعنى ممكن است از صفر شروع نميكند و بواحد نيز ختم نميشود بلكه صفر و واحد را بايد دو حدّ از براى ارزشهاى ح / ل گرفت باينمعنا كه ارزشهاى اين كسر در ميان دو مرز صفر
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٩٩