12 - ماجد بيايد و اين قضيّهء شرطيّه صادق باشد كه ميگويد : اگر محمّد آمده بود با لباس ( د ) بود .
و به اين ترتيب مىبينيم كه صورتها ( 12 ) صورت است و تقسيم دو طرف از علم اجمالى ( على و ماجد ) متوقف بر اين نيست كه همان شرايط محمّد را دارا باشند يعنى آنها نيز چهار دست لباس داشته باشند بلكه شرايطى كه براى هريك از اطراف علم اجمالى هست و مجوّز تقسيم در آن طرف ميباشند همان شرايط ، به تنهائى كافى خواهند بود كه تقسيم در بقيّهء اطراف نيز براساس همان شرايط اجرا شود چنانچه در مثال مذكور مشاهده شد كه شرايط محمّد اجازه داد كه آمدنش را در چهار صورت فرض كنيم و بهان شرايط توانستيم آمدن على و ماجد را نيز به چهار صورت براساس قضاياى شرطيّهاى كه انتزاع كرديم كه هردو صورت از آنها با هم صادق نميشد ولى ممكن بود كه هريك از آنها با فرض آمدن على و ماجد صادق آيد تقسيم كنيم زيرا صدق قضيّهء شرطيّهاى كه ميگويد : اگر محمّد بيايد با فلان لباس خواهد آمد مستلزم آن نيست كه محمّد فعلا آمده باشد و در منطق صورى دانستيم كه صدق قضيّهء شرطيّه مستلزم صدق طرفين نيست و معناى اين آنست كه فرض آمدن على يا ماجد به چهار صورت تقسيم مىشود كه هريك از صورتها امتيازش از سائر صورتها به اين است كه صدق يكى از اين قضاياى شرطيّه چهارگانهايكه دو قضيّه از آنها امكان نداشت با هم در يك وقت صادق باشد فرض شود .
و با اين بيان احتمال آمدن هريك از سه نفر 3 / 1 يا 12 / 4 خواهد بود و همچنين واضح ميگردد كه اين مشگله از آنجا سر زده است كه در فقرهء اولى اخلال شده است .
اكنون مشگلى را متذكّر ميشويم كه منشأش آن بود كه محمّد و على را دو حالت از عضو واحد اعتبار كرديم يعنى بعنوان ( فرزند حامد ) و همين موجب شد كه مجموعهء اطراف داراى دو عضو شد يكى ( فرزند حامد ) و ديگرى ماجد اين مشگل از آنجا سر زده است كه تقسيميكه ممكن بود در يكى از دو عضو جارى شود نه در ديگرى مهمل
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٠٥