تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
تعريف و تفسير اوست فقط همان احتمال فرضى است نه احتمال واقعى زيرا احتمال رياضى از آن جائى كه قضيّه‌اى است كه از مبادى رياضى بدست آمده ناچار بايد قضيهء يقينى باشد و آن مبادى رياضى براى استنتاج اين قضيه كافى باشد در حالى كه احتمال واقعى چنين نيست زيرا آن قضيه‌اى است احتمالى و مشكوك كه با مقدار جهل ما نسبت بشرائط مربوطه بستگى دارد ما وقتى بايرانى معيّنى اشاره نموده و ميگوئيم : درجهء احتمال باهوش بودن اين فرد 2 / 1 است از يك قضيّهء مشكوك سخن ميگوئيم و اين شك ما متولّد از مبادى رياضى نيست بلكه نتيجهء جهلى است كه ما بشرايط وابسته به هوش اين فرد نفيا و اثباتا داريم و امّا احتمال فرضى ، قضيّه‌اى است يقينى كه از قواعد رياضى و بديهيّات نظريّه احتمال بدست آمده و ارتباطى به هيچ درجه از جهل ما ندارد و لذا ممكن است كه خداوند سبحان مثلا همين قضيه را تقرير فرمايد آنچنانكه ما تقرير ميكنيم پس بنابراين احتمال رياضى همان احتمال فرضى است نه واقعى و هدف تعريف ، تفسير احتمال فرضى است نه احتمال واقعى . و لكن به نظر من احتمال واقعى هميشه بر دو قضيّه مشتمل است ، ما وقتى بيك فرد معيّن ايرانى اشاره نموده و ميگوئيم : درجهء احتمال باهوش بودن اينفرد 2 / 1 است در واقع ، دو قضيّه را تقرير ميكنيم نه يك قضيه را ، قضيّهء اوّلى آنست كه باهوش بودن اين فرد فعلا 2 / 1 محتمل است و قضيّهء دوم آنست كه هرگاه درجهء علم و جهل كسى نسبت بشرايط و اوضاع وابسته به هوش يك انسان ايرانى نفيا و اثباتا باندازهء علم و جهل ما نسبت باوضاع و احوالى كه ارتباط بهوشمندى اين فرد دارد بوده باشد درجهء احتمال باهوش بودن آن انسان 2 / 1 خواهد بود قضيّهء اوّلى قضيّهء خبرى است كه از يك مطلب واقع خارجى خبر ميدهد كه عبارت است از هوش اين فرد ، لكن بر سبيل احتمال ، و قضيّهء دوّم قضيّهء شرطيّه است و از هوش هيچ فرد معيّنى خبر نميدهد بلكه از علاقهء معيّنى كه ميان شرط و جزا است سخن ميگويد و اين يك قضيّه‌اى است يقينى مانند همان قضيّه‌اى كه احتمال فرضى از آن سخن ميگفت و خداوندى كه داناى مطلق است نيز ميتواند از اين قضيّه سخن گويد هم‌چنانكه