تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ناقص شناخته مىشود و ما اكنون مقدمّه‌اى براى توضيح مطلب مينگاريم تا باصل اعتراض برسيم .

( احتمال واقعى و احتمال فرضى )

به آسانى ميتوان ميان دو عبارت زير تميز داد . 1 - وقتىكه يك فرد معيّن ايرانى را در نظر بگيريم و ندانيم كه او باهوش است يا نه ميگوئيم فلان درجه احتمال ميدهيم كه اين ايرانى باهوش باشد . 2 - وقتىكه يك نفر ايرانى غير معيّن را فرض ميكنيم و ميگوئيم : اگر انسانى ايرانى باشد فلان درجهء احتمال ميرود كه باهوش باشد . عبارت اوّلى از يك احتمال واقعى و شك حقيقى سخن ميگويد و اگر بتوانيم معلومات تفصيلى به قدر كفايت يعنى باندازه‌ايكه جزم پيدا كنيم كه باهوش است و يا باهوش نيست نسبت به آن فرد معيّن ايرانى بدست آوريم ميتوانيم اين احتمال را تبديل بيقين نمائيم . و امّا عبارت دوّم ، سخنش از احتمال فرضى است يعنى از يقينى است به صورت شكّ زيرا آن انسان ايرانى كه اين عبارت از باهوش بودنش بفلان درجه از احتمال حاكى است اين فرد و يا آن فرد معيّن نيست بلكه فردى است فرضى ، كه هيچ واقع مشخّصى ندارد و بنابراين ، معنا ندارد كه ما در باهوش بودن او و يا باهوش نبودنش شكّ حقيقى داشته باشيم بلكه عبارت دوّم در حقيقت از نسبت هوش در ايرانيها حكايت مىكند يعنى از يقين سخن ميگويد نه از شك فلذا مىبينيم كه چنين عبارتى ممكن است حتّى از خدائى كه به آنچه در آسمان و زمين است دانا است صادر شود در صورتى كه عبارت اوّلى ممكن نيست كه از ذات خداوندى صادر گردد . آن شكّ حقيقى را كه عبارت اوّلى از آن حاكى است احتمال واقعى ميناميم و آن يقينى را كه صورت شكّ به خود گرفته و مفاد عبارت دوّم است احتمال فرضى ميخوانيم و بر اين اساس ممكن است تصوّر زير پيش بيايد : احتمال رياضى كه هدف
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 180 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى