تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هيچ برهانى را نميتوانيم اقامه كرد بر اينكه چرا يكفرد انسان عادى تعداد زيادى از تعميم‌ها را براساس استقراء قائل است ؟ و اگر كسى اين علم را انكار كند و بگويد من شخصا چنين علم بتعميم را ندارم حقيقت اين است كه ما نميتوانيم برهانى بياوريم كه آن شخص منكر را قانع كند بچنين علمى ، ما چه ميتوانيم بگوئيم به كسى كه ميگويد من يقين ندارم كه اگر غذا بخورم سير مىشوم و اگر سر فرزندم را ببرم او مىميرد و اگر كاسه آبى را بر روى منقلى از آتش بگذارم يخ نمىبندد ! موقعيّت ما در برابر چنين انكار شبيه به موقعيّتى است كه هركس در مقابل يك فيلسوف خيالى دارد فيلسوف سوفسطائى كه وجود عالم را و هرواقعيّتى را كه خارج از دائرهء تصوّرات ما باشد منكر است و گمان مىكند كه خارج از محيط تصوّراتش هيچ نيست ! ؟ همانطور كه ما نميتوانيم براى چنين فيلسوف ، برهانى اقامه كنيم كه او علم دارد بر اينكه زن او و فرزندان او و خانه او موضوعيّت واقعى دارند در عين حال كه يقينا ميدانيم همين فيلسوف براساس طبيعت معامله‌اى كه با زن و فرزند و خانه خود مىكند علم بوجود آنها دارد همينطور نميتوانيم برهانى بياوريم بر خلاف عقيدهء كسى كه ميگويد من علم ندارم كه پس از خوردن غذا سير ميشوم و اگر سر فرزندم را بريدم فرزندم مىميرد و عقيده‌اش اين است كه اين همه استقراء دامنه‌دارى كه در تاريخ بشريّت انجام گرفته كافى نيست كه از براى كسى يقين بر اين امور ايجاد كند اگر آنگس از كسانى نباشد كه بىجهت اعتقاد به چيزى مىبندند . آنچه كه در بحث آينده هدف ما است اين است كه ميان سه نوع از يقين ، فرق نگذاريم و آن سه عبارتند از : يقين منطقى و يقين موضوعى و يقين ذاتى و از بحث و بررسى در اين سه نوع به اين نتيجه خواهيم رسيد كه يقين منطقى مخصوص استدلال استنباطى است و استدلالات استقرائى را شامل نمىشود