تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
دارم مجوزى هست كه تجويز مىكند بگويم در اين مسابقه نيز احتمال اينكه ( أ ) برنده باشد بر احتمال برنده شدن ( ب ) رجحان داد و عينا بر همين اساس است كه ما با مجوزى بسيار قوىتر و نيرومندتر حكم ميكنيم بر اينكه ؟ كسى كه از پنجرهء اطاق پرت شده است سقوطش به طرف زمين خواهد شد و آفتاب فردا سر خواهد زد و هكذا ، اينجا ممكن است اعتراض‌كنندگان بگويند همين را كه تو الان گفتى مثالى از ترجيح است نه يقين ما پاسخ ميگوئيم آرى علوم طبيعى همگى براساس ترجيح است نه يقين زيرا يقين به معناى واقعى كلمه بجز در قضاياى تكرارى كه هيچ چيز تازه‌اى در آنها يافت نميشود تحقق نمىيابد مانند قضاياى رياضى و اما قضايائيكه جنبهء اخبار دارد درست بودن‌شان احتمالى است نه يقينى « 1 » دكتر زكى پس از اين گفتار به بيان حساب احتمالات پرداخته و همهء ترجيحات استقرائى را براساس حساب احتمالات تفسير و توجيه نموده است .

بررسى راه دوم

نتيجه‌هائى را كه از بحث آينده اين كتاب آنجا كه نظر خودمان را دربارهء دليل استقرائى بيان ميكنيم بدست خواهد آمد پيش از آنكه به آن برسيم نميتوانيم بيان كنيم ولى در پرتو آن نتيجه‌ها به دو مطلب بعنوان پاورقى بگفتار دكتر زكى نجيب و آنچه را كه در توجيه منطق تجربى گفته است اشاره مىكنيم : اول اينكه ما معتقديم دليل استقرائى نتيجه‌اش علم به تعميم حكم استقراء است ولى مقصود ما از اين سخن نه آنست كه دليل استقراء بدليل استنباطى تبديل شده و سيرش از عام بخاص ميگردد بلكه دليل استقراء يك طرزى ديگر از استدلال است كه خارج از دائرهء استنباط بوده و استدلالى است كه از خاص بعام ميرسد بدون آنكه از هيچ مبدئى از مبادى عقلى قبلى استمداد كند . ما در بخش آينده اين كتاب كه بحث در اين قضيه را بدست ميگيريم
هامش
( 1 ) المنطق الوضعى ص 504 - 508