تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
انحراف دارد در برابر دو فرضيه قرار گرفتند . يكى اينكه : قانون جاذبه صحيح باشد و منشأ اين انحراف وجود ستارهء ديگرى باشد بشكلى كه قانون جاذبه بتواند اين انحراف را تصحيح و توجيه كند و فرضيّهء ديگر اينكه : ستارهء ديگرى در بين نباشد بلكه اين انحراف با قانون جاذبه معارضه نموده و در نتيجه ، قانون جاذبه درست نباشد . ولى دانشمندان از نظر علمى فرض اول را بر فرض دوّم ترجيح دادند زيرا تعداد زيادى از پديده‌ها با اندازه‌هائيكه بر طبق قانون جاذبه تعيين شده بود كاملا تطبيق ميكرد و اگر از دو فرض بالا فرض دوّم را ميگرفتند لازمه‌اش اين بود كه بگويند تمام آن تطبيقات به حكم تصادف بوده است و در مورد همهء آن تطبيقات و پديده‌ها ( ت ) مجهولى وجود داشته است كه سبب واقعى پديده‌ها آن ( ت ) بوده است نه قانون جاذبه و انطباق قانون جاذبه بر پديده‌ها تصادفى بيش نبوده و روشن است كه هراندازه آن پديده‌ها كه انطباقش از نظر علمى با قانون جاذبه ثابت و مسلّم شده است زيادتر باشد احتمال اينكه همگى اين پديده‌ها براساس ( ت ) مجهول باشد ضعيفتر و احتمال صحّت فرض اوّل از دو فرض سابق قويتر خواهد بود . و بدين ترتيب هنگاميكه ( طريقه باقيمانده‌ها ) را تحليل ميكنيم مىبينيم كه آن هم روش ديگرى است براى اينكه ميزان احتمال ( ت ) را كاهش دهد . و خلاصهء همهء آنچه گذشت اينكه : راه‌حل‌هاى چهارگانه‌اى كه ( استيوارت مل ) وضع كرده بود وقتى نقش آن‌ها را در استدلال استقرائى تحليل منطقى كنيم مىبينيم كه همگى در نقش معالجهء مشگل دوّم از مشگلات سه‌گانهء استقراء هستند و همهء اينها به منظور مقاومت در برابر احتمال تصادف نسبى ( يعنى احتمال . ت مجهول ) است و همانطور كه منطق ارسطو براى مقاومت در برابر اين احتمال قاعدهء خويش را وضع نمود كه ميگويد : ( اتفاق و تصادف نه بطور دائم مىشود و نه بطور اكثر ) ( استيوارت مل ) نيز اين راههاى چهارگانه را براى مقاومت در برابر همان احتمال وضع نمود .