سوم : روش ملازمه در تغير و تغييرات متقابل
- مل - اين راه را چنين تعريف كرده است : پديدهاى كه هرگاه پديده ديگرى به طرز خاصّى تغيير كند آن پديده نيز تغيير يابد ميان ايندو پديده نوعى از علاقهء سببيّت وجود خواهد داشت پس بنابراين اگر ما دو پديده داشته باشيم و يكى از آن دو را در حالات مختلف مورد بررسى قرار داديم و ديديم كه آن پديده با درجات متفاوت در همهء اين حالات وجود دارد و درعينحال مشاهد كرديم كه پديدهء ديگرى نيز در همهء اين حالات موجود است و تغييرات معيّنى كه در اين پديد هست با تغييراتى كه در پديدهء اوّل داده مىشود از نظر تعيين ميزان تغيّر تناسب مستقيم دارد به اين نتيجه ميرسيم كه ميان اين دو پديده علاقهء سببيّتى كشف شده است .
نقش اينراه نيز فقط در كاهش احتمال ( ت ) است زيرا وقتى ما يكى از حالات را بررسى كنيم و بهبينيم كه ميان تغيّرى كه از براى پديدهء ( أ ) شده و تغيّرى كه در پديدهء ( ب ) حاصل آمده است تناسب مستقيم هست با اين احتمال مواجه خواهيم بود كه اين تناسب به حكم تصادف است و تغييرى كه در ( ب ) شده است ارتباطى با ( أ ) ندارد بلكه با سبب ديگرى ارتباط دارد ولى وقتى همين تناسب را در تمام درجههاى تغيير كه در حالات متعدّد بود مشاهده كرديم هرچه بيشتر اين تناسب را مشاهد كنيم به همان نسبت احتمال ( ت ) ضعيفتر گشته و احتمال سببيّت ميان ( أ ) و ( ب ) قويتر خواهد شد .
و ناگفته نماند كه اين راه ملازمه در تغيير ، همان راه اتفاق است كه با شكل پيچيدهترى بيان شده است زيرا وقتى راه ملازمه در تغيير را كاملا تشريح كنيم مىبينيم كه ظرف مشتركى در تمام حالات وجود ( ب ) هست و آن عبارت از وجود ( أ ) است عينا همانطور كه راه اتّفاق تعيين ميكرد فقط با اين تفاوت كه در طريق ملازمه در تغيير ، هم از براى مادّهء مشترك درجاتى اضافه شده است و هم از براى پديدهاى كه مشاهده شده است و تناسب معيّنى كه شامل همهء حالات استقرا است ميان ( أ ) و ( ب ) وجود داشته است .