تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
پاك‌اعتقاد در ميان لشكرگاه به دامن پشتهء بهالى « 1 » بر بالاى بلندى سوار ايستاده بود و اوضاع اطراف و جوانب را به نظر احتياط درمىآورد و چون تلاقى طرفين مشاهده فرمود ، چنانچه عادت سعادت آثار آن مؤيد كامگار بود در هركارزار ، به قدم صدق پياده شد و روى اخلاص و نياز به درگاه پادشاه بىنياز آورد و تكبير صدق نيّت و صفاى طويّت ، عقد نماز بسته ، به قيام توجه تام و قرائت كلام ملك علّام و ركوع و خضوع و سجود و خشوع و تشهّد يقين و ايقان و ساير اركان تسليم و اذعان ، دوگانه‌اى از براى يگانهء حقيقى بگزارد و پيشانى مسكنت و ابتذال بر خاك تضرع و ابتهال نهاده ، از حضرت ذو الجلال ، نصرت و اقبال طلبيد و اصلا سعى و كوشش خويش و كثرت اعوان و انصار جلادت كيش را در ميان نديد . [ نظم ]
شه پاك دين در مقام نياز * همى گفت با داور پاك ، راز كه اى برتر از معنى برترى * كه داند ترا جز تو مدحت‌گرى هميشه رضاى تو جويم به جان * به راه ثناى تو پويم به جان ندارم غرورى به گنج و سپاه * ترا در همه كار دارم پناه كرم كرده‌اى بارها با رهى * از « 2 » اين باز هم لطف كن كآگهى كه جز تو ندارم اميدى به كس * كس بىكسانى به فرياد رس
لاجرم بىتوقف ، ميامن استجابت دعا ، قرين روزگار همايون آثار گشت و از غرايب اتفاقات كه به عنايت بىغايت پروردگار و صفاى ضمير منير صاحب‌قران سپهراقتدار در آن موقف رونمود ، آن بود كه چون آن حضرت به اداى نماز و عرض نياز مشغول بود ، بعضى امرا كه در هراول بودند مثل امير شيخ نور الدين و امير شاه ملك و اللّه داد را در خاطر گذشت كه اگر حضرت صاحب‌قران از لشكر قول برانغار و ما بندگان را مدد فرستد نشانهء قوت دولت و بشارت فتح و نصرت باشد . و چون آن حضرت از توجهى كه داشت بپرداخت و روى دولت كه از گلگونهء خاك
هامش
( 1 ) . ع : - بهالى ؛ الف : به لشكرگاه بالاى بلندى . ( 2 ) . ع : در .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 927 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى