تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 926

مساهمون:

ص٩٢٦
پيلان را ديگر نديده بودند و از افواه و السنه شنيده كه هيكلشان از صلابت به حيثيتى است كه تير و شمشير بر آن كارگر نيست و قوتشان به مرتبه‌اى كه مزيدى بر آن متصور نه ، درختان قوى را به باد حمله از بيخ برآرند و بناهاى عالى را به اشارت پهلويى ويران سازند و هنگام كارزار به خرطوم ثعبان كردار ، اسب را با سوار از زمين در « 1 » ربايند و به هوا براندازند و از كثرت « 2 » سماع اين مبالغه‌ها - كه در بيشتر طباع مركوز مىباشد - دغدغه‌اى به خاطر بعضى « 3 » لشكريان راه يافته بود . چنانچه در وقت تعيين مواضع سروران و اعيان مرحمت حضرت صاحب‌قران كه در همه‌حال شامل احوال اهل علم و كمال بودى ، از جمع علماى رفيع‌مقدار كه ظفر كردار ملازم ركاب همايون‌آثار بودند ، مثل خواجه افضل پسر مولانا شيخ الاسلام سعيد جلال الحق و الدين كشى و مولانا عبد الجبار پسر اقضى القضاة مولانا نعمان الدين خوارزمى ، به زبان اشفاق و اشبال سؤال فرمود كه : « جاى شما كجا خواهد بود ؟ » ايشان از دهشت آن سخنان كه شنيده بودند ، بىانديشه به جواب مبادرت نمودند كه : « جاى بندگان در آن محل كه خواتين و عورات باشند و نه عجب ! » [ بيت ]
در آن زمان كه بود بيم جان شگفت مدار * به زير چادر ناهيد اگر خزد بهرام
و چون حضرت صاحب‌قران آن دغدغه از لشكريان تفرّس نمود ، براى اطمينان خواطر ، شرايط حزم مرعى داشته ، فرمان داد كه از چپرها پيش صف لشكر حصارى سازند و در پيش آن به حفر خندق قيام نمايند و در پيش خندق ، گاوميشان را پهلوى هم داشته ، گردن‌ها و پاىهاى ايشان را به چرم گاو برهم بندند و خارهاى خسك بزرگ از آهن ساخته بودند و تعيين رفته كه پيادگان آن را نگاه دارند ، و چون پيلان حمله آوردند در راه ايشان افشانند . و چون عنايت ازلى در همه باب ياور صاحب‌قران كامياب بود ، پيش از آن آفتاب فتح و ظفر از مطلع اقبال برآمد كه اينها به كار آيد . و در آن حين كه لشكر جانبين به‌هم نزديك شدند ، صاحب‌قران مؤيد
هامش
( 1 ) . م : به . ( 2 ) . ع : - كثرت . ( 3 ) . ع : - بعضى .