و محراب آهنينش از آه و آنين عذرخواهان
وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
« 1 » روشن ، آيينهء صورت حال
أُولئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا
« 2 » در او چهرهنما و اگر چه آينيه از آه ، تاريكى پذيرد و زجل تسبيح مسبحانش ، غلغله در حلقهء ذاكران مجامع ملكوت انداخته و صداى تقديس مهلّلانش به صوامع عابدان
لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
« 3 » افتاده ، رجاى واثق كه آن پادشاه دينپرور صاحبقران را به حكم « من بنى للّه مسجدا و لو كمفحص قتاة بنى اللّه له بيتا فى الجنّة » 269 به هر غرفه از آن قصرى در فردوس برين كرامت گردد و به هر خشتى بهشتى و به هر سنگى فرسنگى از رياض
جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
« 4 » روزى شود و در كثيب مسك كه محل لقاى بىچون حضرت آفريدگار است ، بر منابر نور ، در عين بهجت و سرور جاودان ممتّع باشد . و چون ماه مبارك رمضان كه ايام فرخنده فرجامش را از مسك ختام روايح منايح « للصّائم فرحتان » 268 فايح است و در ليالى عالىقدرش ، انوار مصابيح تراويح لامح و لايح بگذشت ، و ميامن فرايض و سنن صيام و قيام آن خجسته ليالى و ايام به بركات اقامت نوافل و واجبات روز سعيد عيد مستردف گشت ، رأى عالمآراى صاحبقران دريا عطا ، در باغ دلگشا پرتو التفات بر بسط بساط مسرّت و انبساط انداخت و طوىهاى بزرگ و جشنهاى خسروانه ترتيب افتاد ، و از جمله خدر معلّى رقيه خانيكه طويى كرد كه تا شيرهء فيروزهفام سپهر به كاسهء سيمين ماه و صحن زرين مهر ، مزيّن گشته ، زهرهء خنياگر مثل آن نديده بود ، و پير تير صاحب تدبير را نظير آن هرگز در ضمير نگذشته - و صلى اللّه على سيّد الانام و داعى الخلق إلى دار السلام محمّد و آله الكرام و صحبه العظام و سلّم تسليما دائما أبدا كثيرا و الحمد للّه ربّ العالمين .
هامش
( 1 ) . ذاريات / 18 .
( 2 ) . احقاف / 16 .
( 3 ) . تحريم / 6 .
( 4 ) . حديد / 21 .