تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
[ بيت ]
دامن دولت جاويد و گريبان اميد * حيف باشد كه بگيرند و دگر بگذارند
غافل مانده ، روز يكشنبه سلخ صفر « 1 » باوجود آنكه راو دولجين در معسكر همايون بود به انديشهء باطل دروازهء قلعه ببستند و در بلا و عنا به روى حال خود بازگشادند و راو دولجين بدين سبب دربند افتاد و شعلهء خشم حضرت صاحب‌قران اشتعال يافته ، [ نظم ]
بفرمود تا لشكر نامدار * درآيند پيرامن آن حصار به بازوى دولت خرابش كنند * ز سيلاب خون غرق آبش كنند
عساكر منصور چون سعد غيور ، به جوش و خروش درآمده ، به حفر نقب و تخريب سور مشغول شدند . اهل قلعه به يقين دانستند كه مقاومت با آن گروه گردون شكوه از حيّز قدرت و مكنت ايشان بيرون است و اگر در آن بىباكى اصرار نمايند و آفتاب فتح حصار از مغرب قهر برآيد ، در توبه بسته ماند و اميد از خلاص و نجات به كلى گسسته گردد ، برادر و پسر راو دولجين از راه عجز و بيچارگى بيرون آمدند و روى ندامت بر خاك اعتذار نهاده ، زبان تضرّع به پوزش و استغفار برگشادند و كليدهاى دروازه‌ها « 2 » به بندگان درگاه سپردند . و روز دوشنبه « 3 » غرهء « 4 » ربيع الاول از امرا امير شيخ نور الدين و اللّه داد جهت درست كردن مال امانى به اندرون قلعه رفتند ، و رايان آنجا از تيره‌رايى روشندلانه و يكجهتانه ، در پذيرفتن مال امان و ادا كردن وجه پيش نيامدند و از راستى - كه به گواهى مهر مبارك پادشاهى سبب رستگارى است « 5 » - انحراف جستند و در ميان ايشان گبران و گمراهان بسيار بودند ، آغاز مخالفت و عصيان كردند و قضيه به خشونت و پيكار انجاميد .
هامش
( 1 ) . الف : دوشنبه غره ربيع الاول . ( 2 ) . الف ، ع : دروازه . ( 3 ) . الف : شنبه . ( 4 ) . الف : دوّم . ( 5 ) . اشاره است به نقش مهر تيمور : « راستى رستى » .