از راه ديبالپور ببرند ، چنان كه به نزديك دهلى در موضع سامانه تلاقى موكب همايون و آغرق دست دهد ، و از آنجا با ده هزار سوار ايلغار نموده و ايوار و شبگير فرموده ، عنان توجه به صوب آجودن تافت و روز دوشنبه بيست و چهارم ماه على الصباح ، خورشيد ، رايت ظفر پرتو به فوز و نجاح از افق قصبهء آجودن برآمد و پيشتر شيخ منوّر ظلمت شعار و شيخ سعد نخوت آثار از نبيرهء شيخ نور الدين ، بيشتر اهالى آن شهر را از راه صواب و جادهء صلاح گردانيده ، بر جلاى وطن داشته بودند و ايشان را اغوا كرده ، همراه خود ساخته ، روى گريز بهطرف بطنير - كه از قصبات بلاد هند است - نهاده و بعضى مصحوب شيخ منوّر مظلم ، به دار الملك دهلى رفته بودند .
جماعت سادات و علما كه پرتو نيّر ارادت قديم از روزن رضا و رحمت بر ساحهء حال ايشان تافته بود ، مكارم اخلاق حضرت صاحبقرانى را سفينهء نجات شناخته ، پاى ثبات به دامن توكل كشيده بودند و در جاى خود آسوده و آرميده ، در آن صباح مقرون به فوز و نجاح ، مضمون ،
[ مصرع ]
« صبحى مباركست نظر بر جمال شاه »
به گوش سعادت شنيده به درگاه عالمپناه شتافتند و ديدهء اميد را از غبار موكب ظفرقرين روشن ساخته ، به نوازش بىكران و مراحم بىپايان اختصاص يافتند .
عاطفت پادشاهانه مولانا ناصر الدين عمر 247 و پسر خواجه محمود ، شهاب محمد « 1 » را به داروغگى و حمايت آن شهر تعيين فرمود ، تا اهالى و سكان آن خطه را محافظت نموده ، نگذارند كه از عبور عساكر و گذشتن طبقات لشكريان ، زحمتى به ايشان رسد و از اين حال جمال صدق « انا عند [ حسن ] ظنّ عبدى [ بى ] فليظنّ بى ما يشاء » 246 « 2 » در نظر اعتبار اهل استبصار جلوه مىنمايد . چه آنان كه از حسن اعتقاد و نيكو نهادى گمان خير برده بودند ، بهجاى خود قرار گرفته به سلامت بماندند ، و از صدمات وصول و مرور چنان لشكرى بىشمار ، اصلا گرد آسيبى بر دامن احوال ايشان
هامش
( 1 ) . ع : حيدر .
( 2 ) . همهء نسخ : شاء .