برافراشته ، از آنجا نهضت نمود و پنج شش روز كنار به كنار آب روان شده ، روز يكشنبه بيست و چهارم ماه مذكور به لب آب جناوه برابر قلعهاى اتفاق نزول افتاد . و در مقابل آن قلعه آب جمد و آب جناوه جمع مىشود و از تلاطم امواج آن مجمع البحرين مشاهده مىافتد و آيتى از آيات قدرت الهى در نظر بصيرت مىآيد .
امر عالى به بستن جسر صدور يافت و سپاه ظفرپناه ، برحسب فرمان قضا جريان حشر كرده ، بر سر آن آب عريض - كه دريايى است ژرف بىپايان و بحرى مغرق بىكران - به بستن جسر مشغول شدند و روز چهارشنبه بيست و هفتم ماه به اتمام پيوست . پلى عجيب غريب غيرتنماى و هم تيز راى و حيرتافرازى عقل مشكلگشاى ، چه از پادشاهان گذشته ، بستن پل بر آن آب منقول نيست و ترمشيرين خان كه بر آن آب عبور نموده است ، پل نبسته . هر كار دشوار كه مطمح نظر قصد صاحبقران كامگار گشت ، به آسانى دست داد و هر امر خطير كه ضمير منير خاقان جهانگير بدان التفات فرمود از كارخانهء تقدير بىتأخير آماده و پرداخته رو نمود .
[ مصراع ]
« هزار كار چنين بيش كرد همت او »
گفتار در وصول رايت سعادت فىء به قلعهء تلمبى « 1 »
چون صاحبقران با عساكر گيتىستان از آن آب عبور نمود ، در آن طرف آب ، قبهء بارگاه خلافتپناه به اوج مهر و ماه برآمد و روز ديگر پل را از بهر آغرق و باقى لشكر برقرار گذاشته از آنجا به سعادت و اقبال روان شد و به كنار آب تلمبى مقابل شهر نزول فرمود و از تلمبى تا مولتان سى و پنج كروه است « 2 » ، فى الحال ملكان و رايان از شهر با جمهور سادات و علما به درگاه همايون شتافتند و به دولت بساطبوس مستسعد گشته هريك فراخور قدر و منزلت خويش به نوازش پادشاهانه اختصاص
هامش
( 1 ) . كلكته : تلمى ؛ در سعادتنامه ، صص 80 - 82 به تصحيح ايرج افشار « تلمينه » آمده است .
( 2 ) . الف : - « و از تلمبى تا مولتان سى و پنج كروه است » .