و به مسامع عليّهء حضرت صاحبقران رسانيدند كه جمعى رؤسا و سرداران نواحى تلمبى - [ كه ] پيش از اين نسبت به اميرزاده پير محمد از در بندگى درآمده ، در مقام اطاعت و انقياد بودند و بعد از آن جادهء صواب از نظر انداخته - راه مهلكه انجام مخالفت و عصيان پيش گرفتند . فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه امير شاه ملك و شيخ محمد ايكوتمور با تومانهاى خود به آن ناحيه تاخت كنند و آن قوم را - كه پاى جسارت از شارع متابعت شاهزاده بيرون نهادهاند و كمر عناد بسته ، راه بدانديشى بر ضمير گشادهاند - گوشمالى دهند كه موجب عبرت ديگران گردد . ايشان برحسب فرمان روى كين به جانب آن مدبران آوردند و به آن جنگلها - كه پناهگاه آن گروه گمراه بود - درآمده ، دو هزار هندو را به تيغ مريخسان زحلنشان و شمشير سرافشان فتنهنشان ، بىجان ساختند و تنهاى ايشان را طعمه ددان و مرغان گردانيدند و فرزندان ايشان را اسير كرده ، با غنايم بسيار و نفايس بىشمار به درگاه عالمپناه شتافتند ، و روز سهشنبه هفتم ماه صفر رايت نصرتاثر به فتح و ظفر از تلمبى نهضت فرمود و روز ديگر به حوالى چال - كه در كنار آب بياه واقع است - به موضع شاهنواز فرود آمدند .
گفتار در توجه رايت جهانگشاى به قصد نصرت كوكرى
در اين مرحله به سمع مبارك رسانيدند كه نصرت - برادر شيخ كوكرى - با دو هزار مرد در موضع چال ، آب را حصار ساخته . و آن آبى است عظيم چون قريحهء صافى طبعان نيك عميق و مانند عرصهء همت كريمان به غايت پهناور . حضرت « 1 » صاحبقران دريانوال در زمان به سعادت و اقبال سوار شد و آغرق گذاشته با عساكر گردون مآثر به كنار آب كول نزول فرمود و لشكر را قلب و جناح مرتب داشته دست راست از فرّ شكوه امير شيخ نور الدين و امير اللّه داد آراسته شد و دست چپ از شوكت امير شاه ملك و امير شيخ محمد ايكوتمور زينت يافت و در پيش قول على سلطان « 2 » تواچى با پيادگان خراسان جنگ را آماده گشتند و نصرت بىنصرت كه
هامش
( 1 ) . ع : - حضرت .
( 2 ) . م : سلطان .