فرمود كه : « ما لشكر با تو همراه كنيم تا به روى و قلعه را معمور سازى ، تو حشم خود را كوچ كرده ، به نزديك حصار آور و به عمارت قلعه مشغول شو و سعى كن كه تا رسيدن ما قلعه تمام شود و اگر كارى مانده باشد ، چون ما برسيم ، چريك مدد كرده مكمل سازند و ترا آنجا گذاشته ، متوجه هندوستان شويم » . و موسى رگمال را با سه هزار مرد همراه او كرده ، به تعجيل از پيش روان ساخت . و چون موسى « 1 » به ايرياب رسيد برحسب فرمان ، حشم خود را به حوالى قلعه به دامن كوه آورد و عمارت حصار آغاز نهاد و هر روز دويست سيصد مرد با دهل و سرنا به جدّ تمام به كار مشغول بودند .
گفتار در تعمير قلعهء ايرياب و دفع قطّاع الطريق اوغانى
حضرت صاحبقران گيتىستان مهد اعلى سراى ملك خانم و اميرزاده الغ بيگ را - كه همراه بودند - از مرغزار دورين به سمرقند بازگردانيد ، و در چهارشنبه غرهء ذى الحجه سنهء ثمانمايه از جلگاى كابل پاى توفيق به ركاب توكل درآورده ، سوار شد و به تعجيل براند و چون با عساكر گردونمآثر در شنبه چهارم ماه به ايرياب رسيد ، عمارت قلعه آغاز كرده بودند . سراپردهء عظمت و كامگارى با طناب دولت و بختيارى استوار كرده ، به اوج سعادت برافراختند و لشكر گروهگروه رسيده ، به مورچل فرود آمدند و حكم جهان مطاع به اتمام قلعه به نفاذ پيوست .
و آن حصارى بود معتبر ، مشتمل بر مسجد جامع و ديگر مساجد و بسى مساكن و اماكن و تعمير مسجد جامع به اهتمام امير شاه ملك و جلال الاسلام حواله رفت و چنان قلعهاى به مدت چهارده روز ساخته و پرداخته گشت و حضرت صاحبقران تواچيان را به خفيه امر فرموده بود كه از اتباع موسى كه به عمارت مشغولاند هركس كه بيرون رود نگذارند كه به محل خود بازگردد و ايشان از اين معنى رمزى دريافته بودند و چون قلعه تمام شد ، حضرت صاحبقران ، صباح جمعه هفدهم
هامش
( 1 ) . ع : - موسى .