تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧
[ نظم ]
كه اى نور چشم پدر هوش دار * سخن‌هاى پيرانه‌ام گوش دار به هر صورتى كافتد از خير و شر * مشو غافل از ايزد دادگر به هرحالى از شادمانى و غم * مزن جز به فرمودهء شرع دم به فتح ار برى كار دولت ز پيش * ز تأييد حق دان نه از سعى خويش مكن خو به آسايش و ناز و نوش * مراد از خدا دان ، و ليكن بكوش
و چون حضرت صاحب‌قران ، گوش سعادت آن چشم و چراغ دودمان سلطنت را به جواهر مواعظ و نصايح بياراست ، او را كنار گرفته وداع كرد و به حفظ و عنايت بىغايت الهى سپرده روانه ساخت . و رايت نصرت‌شعار از آنجا نهضت نموده ، به سعادت و اقبال متوجه صوب كابل شد و از راه تل « 1 » به كوه هندوكش برآمد و از پنجشير - « 2 » كه به بنجهير « 3 » مشهور است - عبور كرده ، به جلگاى باران - كه از آنجا تا به كابل قريب پنج فرسخ است - به مرغزارى نزول فرموده و چون طاير همت بلندپرواز آن حضرت عالىمنقبت ، پيوسته به پروبال عدل و احسان در هواى تعمير بلاد و ترفيه عباد ، طيران مىنمود ، در اين ولا از رودخانه‌اى كه در آنجا جارىست به حفر نهرى فرمان داد و بر تمام اميران و لشكريان قسمت نمود و جويى بزرگ به طول پنج فرسخ به اندك زمانى از آب غربان « 4 » جارى ساخت و آن را جوى ماهيگير گويند و چند ديه معتبر به آن آب معمور شد و آن « وادى غير ذى زرع » « 5 » « حدايق ذات بهجت » « 6 » گشت . [ بيت ]
هرجا نسيم دولت صاحب‌قران وزد * از خاك آب خيزد و از خار گل دمد
و بعد از كفايت آن مهم از آنجا نهضت نموده ، به سعادت و اقبال روان شد و چون به كابل رسيد ، مرغزار دورين معسكر ظفرقرين گشت .
هامش
( 1 ) . الف : تول . ( 2 ) . ع : بيخ‌شير . ( 3 ) . الف : بنجهيز ؛ ع : بيخير . ( 4 ) . الف : غوبان . ( 5 ) . از قرآن كريم ، اشاره به آيهءرَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ( ابراهيم / 37 ) . ( 6 ) . از قرآن كريم ، اشاره به آيهءفَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ( نمل / 60 ) .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 877 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى