تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣
[ بيت ]
آنچه اين صاحب‌قران را شد ميسّر در جهان * هيچ شاه كامران حتى سكندر درنيافت

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قران دين‌پرور ، محمد آزاد را به تفحص حال اميرزاده رستم و برهان اغلان و مراجعت نمودن از كتور

چون از اميرزاده رستم و برهان اغلان - كه به‌طرف سياه‌پوشان رفته بودند - خبرى نمىآمد ، رأى عالم‌آراى يكى از كتوريان را غجرچى ساخته ، از خانه بچگان ، محمد آزاد و دولتشاه و شيخ على و ايدكوچقر اويغور و شيخ محمد و على را با چهارصد كس - صد ترك و سيصد تاجيك - مقدم بر همه ، محمد آزاد ، به تفحص احوال ايشان فرستاد . محمد آزاد با آن جماعت برحسب فرمان روان شدند و به راههاى تنگ و دشوار به مشقت بسيار به كوه‌هاى بلند برآمدند كه نظم پر كمال كمال [ بيت ]
مانند پنبه دانه كه در پنبه تعبيه‌ست * اجرام كوه‌هاست نهان در ميان برف
241 بىمبالغه وصف الحال آن بود . دلاوران صاحب توفيق سپرها بر دوش استوار كرده و به پشت باز ، خسبيده خود را بر روى برف به نشيب رها كردند و بعد از زمانى به زمين رسيدند . و چون از آنجا روان شده ، به قلعهء سياه‌پوشان آمدند ، هرچند گرد آن گرديدند كسى را نديدند و آواز كس نشنيدند ، اما پىپاى غلبه يافتند - كه به‌طرف دره رفته بودند - و آن در واقع پى پاى سياه‌پوشان بود كه از توجه لشكر منصور آگاه شده بودند و از قلعه بيرون آمده ، به پيش ايشان بازرفته بودند ، و در درهء تنگ كمين كرده ، و چون برهان اغلان و اميرزاده رستم از امراى قوشون اسمعيل و اللّه‌داد و سونج تمور و يحيى و آدينه و شيخ حسين سوچى و صاين تمور و شمس و قرتقه و اردو شاه و دولتشاه جباچى و هرى ملك تواچى با سپاهى كه همراه داشتند بدان درّهء تنگ رسيده ، بعضى گذشته بودند و بعضى غافل فرود آمده و اسبان را رها كرده ،