تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
سوچيان جان‌پرور دلنواز و ساقيان سر تا قدم كرشمه و ناز ، [ نظم ]
بر لب نهاده سرخ ميى كز نشاط آن * انديشه لاله‌زار شود ديده گلستان خوشبوىتر ز عنبر و رنگين‌تر از عقيق * روشن‌تر از ستاره و صافىتر از روان گر بگذرد پرى به شب اندر شعاع آن * از چشم مردمان نتواند شدن نهان
رامشگران خوش الحان ، اوتار عشرت آثار شدرغو و تيغان نواخته ، و نغمه‌سرايان شيرين‌زبان از جملهء ايشان خواجه عبد القادر ماهر كه از نوادر زمان و يگانهء دوران است به آهنگ عود و چنگ زمزمهء عاشقانهء اين ترانه در عالم انداخته ،
كه از فرّ اقبال صاحب‌قران * جهاندار جم‌حشمت كامران هميشه جهان باد در خرّمى * كزو ملك نوشد مى بىغمى خوش آن شه كه چون بزم عشرت نهاد * جهان را مى از ساغر عدل داد گل و لاله را تا بود بوى و رنگ * زمان را شتاب و زمين را درنگ رخش باد رخشنده چون آفتاب * به تاج كى و تخت افراسياب مدام « 1 » از مى لعل فرماندهى * مبيناد كس جام خسرو تهى
و به اين‌گونه ، مدت سه ماه به عيش و عشرت اشتغال نمودند و خدر ابّهت قباب عفت‌مآب ، بيكيسى سلطان را به آيين شرع مطهر در عقد ازدواج اميرزاده اسكندر انتظام دادند و بعد از آن خدر معلّى خان‌زاده اجازهء انصراف يافته از راه بخارا متوجه تبريز شد .

ذكر احداث باغ دلگشاى و عمارت قصر فرح‌افزاى

در اول پاييز همان سال سنهء تسع و تسعين و سبعمائه حضرت صاحب‌قران فرمان داد كه بر كنار مرغزار كان‌گل كه در نزاهت و طراوت از باغ ارم دلگشاىتر و از بستان فردوس فرح‌افزاىتر افتاده باغى احداث نمايند .
هامش
( 1 ) . ع : مقام .