تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
تمامى بازارها سربه‌سر * بياراسته مردم پيشه‌ور همه راه زير پى بارگير * بگسترده ديبا و خزّ و حرير نهان گشته بوم و بر آن ديار * ز زربفت آذين « 1 » و سيم نثار يمين و يسار و فرازونشيب * نبد هيچ پيدا جز آيين و زيب
صاحب‌قران دين‌پرور پاك‌اعتقاد نخست به مزارات اوليا و اكابر و علما و زهاد گشته ، مجاوران و ساير مستحقان را به افاضت صدقات و عطيات نوازش نمود و به سرير سلطنت و جهانبانى برآمده ، نشاط عشرت و كامرانى فرمود و جشن‌هاى پادشاهانه ترتيب افتاد ، و بزم‌هاى خسروانه آراسته شد و خرگاههاى مرصع زده و بارگاههاى ملمع افراخته « 2 » . [ نظم ]
بگسترد فرّاش صد نوع فرش * ز بهجت زمين گشت مانند عرش شد آراسته بزمى از ناز و نوش * كه مثلش نديده به مينو سروش جهان در جهان شيره در شيره بود * زمين آسمان شيره انجم نمود ز هر نعمتى كآيد اندر شمار * فروريخته كوهى از هر كنار خورش‌هاى الوان ز اندازه بيش * به خوان‌هاى زرّين نهادند پيش مى ارغوانى به زرّين قدح * به ميخواره افكنده عكس فرح مغنّى مشكين‌نفس كرده ساز * سرود خوش و نغمهء دل‌نواز
ساقيان سيمين‌ساق و سوچيان زرين نطاق ، ساغرهاى مالامال از شراب زلال در گردش آورده ، قوپوزچيان « 3 » خوش الحان و نغمه‌سرايان شيرين‌زبان نواى تيغان و ارغنون و صداى بربط و قانون در گنبد گردون و فضاى هامون انداخته . [ نظم ]
كه تا باشد جهان صاحب‌قران باد * زمانه حكم كش او حكمران باد مظفر باد بر اعدا سپاهش * ميفتاد از سر دولت كلاهش
هامش
( 1 ) . ع : آيين . ( 2 ) . ع : برافراخته . ( 3 ) . فقط در كلكته ؛ الف ، ع : قپوزچيان ؛ م : قوبزچيان .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 845 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى