و بارگاه و خيمه و خرگاه به اوج آسمان و ذروهء ماه برافراختند ، و آن آرامگاه ارم آيين را از التيام اسباب تجمل و تمكين ، رشك نزهتسراى خلد برين ساختند .
فرمان قضا جريان به صدور پيوست كه در آن باغ فردوسوش ، قصرى رفيع دلكش و عشرتگاهى بغايت خوش ، به اسم خدر معلّى ، دختر اميرزاده ميرانشاه ، بيكيسى سلطان بپردازند . مهندسان كاردان و معماران چابكدست روشنروان كه از تمام ممالك فارس و عراق و آذربيجان « 1 » و دار السلام و ديگر بلاد به دار السلطنه جمع شده بودند ، طرح آن را به كلك بصارت بر لوح مهارت كشيدند ، و بعد از عزّ قبول حضرت ، اخترشناسان رخشندهراى ، در اختيار وقت بنا ، دقايق تيقّظ و احتياط مرعى داشته ، به تاريخ جمادى الآخر سنهء تسع و تسعين و سبعمائه مطابق اوى « 2 » ئيل ، در ساعتى فرخنده به طالعى خجسته بنياد نهادند ، و چهار ركن آن را بر امرا قسمت كرده ، در هر سر كارى استادان مملكتى و هنروران كشورى تعيين نمودند ، و به جدّى از حد بيرون و سعيى از اندازه افزون ، روزوشب به عمارت آن مشغول گشتند ، و « 3 » صاحبقران فلك غلام از غايت اعتنا و اهتمام در اتمام آن مدت يك ماه و نيم به نفس مبارك ملتفت آن كار بود ، تا سقف رفيعش در بلندى از شرفات ايوان كيوان بگذشت و وضع بديعش در نزاهت و ارجمندى غيرتفزاى روضهء رضوان گشت .
[ نظم ]
فراز قمّهء كيوان رواق آن نزه ايوان * فرود چنبر سقفش طلوع جبههء شعرى
ز شوق آنكه شود حلقهاى ز درگه قصرش * عروس چرخ ، شبى مىكند هزار تجلّى
اركان راسخ بنيانش به غايت متانت و استحكام برآوردند و به هر ركنى از آن ستونى از سنگ مرمر - كه از تبريز نقل نموده بودند - نصب كردند ، سطوح ديوارش را به لاجورد و زر چنان طرفه و درخور منقش ساختند ، كه طراوتش گرد تعيير و تشوير بر ارژنگ « 4 » مانى و نگارخانهء چين نشاند ، و فرش صحنش از سنگ مرمر و سنگ كوه نور « 5 » به نوعى بپرداختند كه در لطافتش
هامش
( 1 ) . م : آذربايجان .
( 2 ) . ظاهرا : اود .
( 3 ) . ع : + حضرت .
( 4 ) . الف : ارشنك ؛ ع : ارتنگ .
( 5 ) . ع : تور .