يرليغها داد و بازگردانيد » . و از آنجا به سعادت و اقبال نهضت فرموده روى توجه به قلعهء نرگس آورد و بعد از وصول آن را به جنگ مسخر گردانيده ، لشكريان نصرتنشان گمراهان آنجا را طعمهء « 1 » شمشير غزا ساختند و قلعه را غارتيده با زمين هموار كردند و از بيدينان گروهى انبوه به كمرها و غارهاى كوه درآمده بودند و به سوراخها و شكافها كه در ميان جاى كوههاى بلند بود پناه برده ، « 2 » صاحب « 3 » قران كامگار ، عنان مكنت و اقتدار به جانب استيصال ايشان معطوف داشت و به قلع و قمع ايشان فرمان داد . جمعى دلاوران جانباز با اهبت « 4 » و ساز جنگ
[ مصراع ]
همه شيرافكن و نهنگآهنگ
در صندوقها نشستند و ايشان را از بالاى كوهها تا برابر كمرها و سوراخها كه آن گمراهان در آنجا تحصّن داشتند فروگذاشتند و به زخم نيزه و تير ، دمار از روزگار آن مخاذيل و مدابير برآوردند ، و بههمين طريق مجموع بيدينان كه به بلند جاىهاى منيع متحصن شده بودند ، همه را مسخر گردانيدند و اموال و اسباب ايشان را قليل و كثير ، جليل و حقير بغارتيدند
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا
« 5 » و
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 6 » ، و حصار ميكا و حصار بالو و حصار دركلو را نيز به قهر و غلبه بگشادند و با زمين هموار ساختند و بود و نابودش به باد نهب و تاراج بردادند ، و از آنجا به اقبال و سعادت ، سالم و غانم به آغرق همايون معاودت نمودند . اجر جزيل جهاد در ديوان مثوبات مثبت و سپاه ظفرپناه از كثرت غنيمت در عين غنا و ثروت .
و چون تمامى قلاع و ولايات پشت البرزكوه كه به جانب شمال داشت به عون تأييد آسمانى و فرّ اقبال حضرت صاحبقرانى به حوزهء تسخير درآمد و از خبث وجود كفّار و مخالفان دين پاك شد ، رايت نصرت آيت به فتح و فيروزى روان گشت .
[ نظم ]
درآمد به زين شاه گيتىنورد * ز هامون به گردون برآورد گرد
هامش
( 1 ) . م : اطعمه .
( 2 ) . ع : + حضرت .
( 3 ) . ع : + حضرت .
( 4 ) . ع : هيبت .
( 5 ) . انعام / 45 .
( 6 ) . فاتحه / 2 .