( 798 ه . ق ) گفتار در مراجعت فرمودن حضرت صاحبقران بىهمال از دشت قبچاق و بلاد شمال
چون تمام ممالك دشت خزر و دست راست و دست چپ الوس جوجى و ساير بلاد شمال به حوزهء تسخير و تصرف درآمد ، و عساكر گردونمآثر بلاد و مواضع آن قطر و نواحى را از اوكك و ماجر « 1 » و روس و چركس و باشقرد و مكس و بالجمكين و قرم « 2 » و آزاق و قوبان و آلان با مجموع توابع و ضمايم آن تاخت كرده ، آثار كمال تسلط و استيلا به ظهور رسانيدند و از دشمنان آنچه زنده مانده بودند ، آواره و سرگردان و متفرق و بىخان و مال گشتند .
حضرت صاحبقران گيتىستان در اوايل بهار سنهء ثمان و تسعين و سبعمائه موافق سچقانئيل ، از قشلاق بوغازقم به سعادت و اقبال نهضت فرموده ، به صوب دربند و آذربيجان روان شد .
[ نظم ]
سران سپه رايت افراختند * روارو به عالم درانداختند
تو گفتى كه گيتى كران تا كران * به جوش آمد از عزم صاحبقران
ز لشكر كه عرضش به فرسنگ بود * بيابان به نخجير بر تنگ بود
هامش
( 1 ) . الف : باجر .
( 2 ) . م : - و بالجمكين و قرم .