تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
و در آن محل شيخ ابراهيم ، طوى مناسب ترتيب كرد و پيشكش‌هاى فراخور كشيد و مراسم نيكو بندگى ، چناكه پيوسته‌وار آن سعادتمند دولت‌يار بود اقامت نمود ، لاجرم عواطف پادشاهانه او را به انعامات بىكرانه مخصوص فرمود و به خلعت خاص و كمر مرصّع بلندپايه و سرافراز گردانيد و اعيان خواص و نزديكانش را نيز به خلعت‌هاى فراخور بنواخت ، و شروانات را با توابع برقرار بر او مقرر داشت و فرمود كه دربند را نيكو محافظت نموده ، از سرحد باخبر باشد . و « 1 » صاحب‌قران جهان‌ستان ممالك‌بخش چند روز در آن محل دل‌فروز به عيش و كامرانى و عشرت و شادمانى گذرانيده ، از آنجا به سعادت و اقبال ارتحال فرمود و از آب كر گذشته ، موضع آق‌تام مضرب خيام نزول همايون گشت .

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قران موفق ، اميرزاده ميرانشاه را به ضبط آذربيجان و محاصرهء قلعهء النجق

حضرت صاحب‌قران تختگاه آذربيجان و حكومت ممالك از دربند باكو تا بغداد ، و از همدان تا روم ، به اميرزاده ميرانشاه تفويض فرموده بود - چنانچه سبق ذكر يافته - و كس رفته بود كه متعلقان شاهزادهء مشار اليه كه در خراسان مانده بودند ، با كوچ تمام امرا و لشكريان به آذربيجان نقل كند . در اين‌وقت فرمان اعلى به نفاذ پيوست كه شاهزاده به ضبط آن ممالك قيام نمايد و قلعهء النجق را نيز محاصره كند . شاهزادهء جوان‌بخت برحسب فرموده ، عازم شد ، و « 2 » صاحب‌قران كامگار او را به رسم وداع كنار گرفت و به انواع نوازش فرموده ، روان ساخت ، و اميرزاده رستم و جهانشاه بهادر را با لشكر همراه او گردانيد ، و فرمود كه به محاصرهء قلعهء النجق مشغول شوند و كوچ امراى شاهزاده و لشكريانش - كه طلب داشته بودند - رسيده ، دست راست سپاهش قراباغ و نخجوان تا به آونيك يورت ساختند و دست چپ سوق‌بلاق و درگزين تا به همدان فروگرفتند .
هامش
( 1 ) . ع : + حضرت . ( 2 ) . ع : + حضرت .