تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
جنگ آماده است ، و اوتركو پناه به من آورده تا جان در تن باشد او را نسپارم و تا توانم او را محافظت نموده نگاه دارم » . و چون آن جواب به حضرت صاحب‌قران رسيد ، شعلهء حميّت پادشاهانه برافروخت ؛ و در راه آن جنگلى سخت بود ، چنانچه از كثرت اشجار و تشابك اغصان باد چابك نهاد ، از آنجا افتان و خيزان گذار كردى . امر عالى صدور يافت و عساكر گردون مآثر سه فرسنگ جنگل بريده ، راه ساختند و رايت عزم « 1 » برافراختند و چون بدانجا رسيدند ، قلعهء او در دره‌اى بود بغايت سخت « 2 » و مردم آنجا راه دره را گرفته بودند و دل از جان برداشته ، فدايىوار به جنگ مشغول شدند . سپاه نصرت‌پناه بعد از كوشش بسيار بر ايشان ظفر يافتند و قلعه را گشوده ، بسيارى از آن گمراهان را به تيغ جهاد بگذرانيدند و اوتركو گريخته به دره‌هاى كوه البرز بدر رفت و لشكر منصور ، خان‌ومان ايشان را غارت كرده ، آتش زدند و اولجهء بسيار و غنيمت بىشمار گرفتند . در اين اثنا شخصى خبر آورد كه : « سه فوج از مردم بىدين گريخته به كمر كوه برآمده‌اند و ايستاده » . حضرت صاحب‌قران متوجه ايشان گشت و عساكر گردون مآثر جنگ كرده ، ايشان را بگرفتند و تمام آن دوزخيان را به آتش بسوختند . و از برانغار ، اميرزاده ميرانشاه خبر فرستاد كه : « اوتركو را در پى كرده‌ايم و در ميان كوهستان البرز به موضع اباسه درآمده » . حضرت صاحب‌قران سپهر اقتدار به سعادت و اقبال سوار شد و از عقبه‌ها و دره‌هاى كوه البرز گذشته ، در اباسه نزول فرمود ، و در آن محل اوتركو را گرفته و بسته به درگاه عالم‌پناه آوردند . فرمان جهان مطاع صدور يافت كه او را بند نهاده ، محبوس گردانند و لشكر منصور ، بسيارى از مردم آن نواحى را غارت كرده ، در ظلّ رايت نصرت شعار بازگشتند و به اردوى همايون پيوستند . [ بيت ]
شكوه سپاهش به تيغ نبرد * برآورده از كوه البرز گرد
و « 3 » صاحب‌قران كامگار با تمامى عساكر نصرت شعار چند روز در باش‌طاق و حوالى آن توقف فرمود .
هامش
( 1 ) . م : جزم . ( 2 ) . ع : محكم . ( 3 ) . ع : + حضرت .