تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
بسيار به دست افتاد « 1 » . و از آنجا بازگشته به جانب بيش‌كنت « 2 » روان شد و آن ولايت را به انوار عدل و احسان و آثار مكرمت و امتنان آذين بست و اهالى آن مواضع « 3 » - كه پيشتر از اين آمده بودند و انقياد نموده - سيورغال يافتند و ملحوظ نظر عنايت گشته ، از خوف و هراس ايمن شدند . و فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست كه لشكريان اصلا متعرض ايشان نشوند و به كم‌وبيش زيان نرسانند ، تا عالميان را معلوم گردد كه هرچه از نيك و بد به مردم مىرسد جزا و سزاى اعمال و افعال ايشان است ، چنانچه از فحواى نص
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها
« 4 » مستفاد مىشود . و حضرت صاحب‌قران از آنجا گذشته بر ولايت جوتورقزاق « 5 » تاخت آورد و مجاهدان سپاه ظفرپناه تمام گمراهان كه در آن كوههاى بزرگ نشست داشتند ، طعمهء تيغ فسادسوز گردانيده ، ايل جوتورقزاق « 6 » را تاراج كردند و اموال و غنايم بسيار در حيّز حصول آمد و عسل فراوان نيز برداشتند و از آنجا به موضع بوغازقم رسيده ، در آن محل قشلاق فرمود و تمامى اهالى ولايت ممقتو و قازىقوموق از سر اذعان و مطاوعت به پاى انقياد و متابعت به درگاه عالم‌پناه آمدند و مراسم بندگى و طاعت‌گزارى بجاى آورده ، به عنايت و عاطفت پادشاهانه سرافراز گشتند ، و در ميان جزاير بسى مواضع بود كه مردم آنجا بر آب اعتماد كرده ، آن را حصار خود ساخته بودند و در اظهار شعار خدمتكارى و فرمانبردارى تهاون و تقصير نمودند ، و ايشان را باليق‌چيان مىگفتند ، يعنى ماهىگيران ، حضرت صاحب‌قران جهت استيصال ايشان جمعى را به ايلغار فرستاد و چون زمستان بود و آبها مقدار دو گز و زيادت يخ بسته ، [ نظم ]
به فرمان شه بر سر آبگير * ز پشت كمان‌ها روان گشت تير ز پرّنده پيكان بر آن روى يخ * تبه شد سپاهى چو مور و ملخ
هامش
( 1 ) . الف : - « و از آنجا بازگشته و . . . به دست افتاد » . ( 2 ) . الف : تاشكنت ؛ بيش‌كنت به معناى پنج ده است . ( 3 ) . م : موضع . ( 4 ) . جاثيه / 15 . ( 5 ) . ع : و قزاق . ( 6 ) . ع : و قزاق .