تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
حضرت صاحب‌قران به جانب مسكو - كه هم « 1 » از شهرهاى روس است - نهضت فرمود و آنجا رسيده ، سپاه ظفرپناه تمام آن ولايت را از شهر و بيرون بتاختند و مجموع امراى آنجا را منكوب و مخذول ساختند ، [ نظم ]
به نيروى بازوى شمشير تيز * برآورده از روسيان رستخيز ز بس روسىء برهم انداخته * شده دشت ، كوهى برافراخته
و غنيمت بسيار به دست لشكريان افتاد . [ نظم ]
نه چندان گرانمايه در كار بود * كه آن را شمارى پديدار بود زر كانى و نقرهء زيبقى * كه مهتاب را داد بىرونقى ز كتان و انطاكى خانه‌باف * زده كوهه بر كوهه چون كوه قاف به خروارها قندز تيغ‌دار * سمور سيه نيز بيش از شمار ز قاقم نه چندان فروبسته بند * كه تقرير آن كرد شايد كه چند وشق تيغ‌هاى شبستان فروز * چو خال شب افتاده بر روى روز فروزنده سنجاب و روباه لعل * همان كره اسبان ناديده نعل جز اين مايه‌ها نيز بسيار گنج * كه آيد ضمير از شمارش به رنج
و وراى اين نفايس و اجناس ، اميرزاده محمد سلطان نيز جميع اقوام قبونچى قراول را غارت كرد و ديگر اقوام و طوايف مخالف « 2 » نيز مثل قوم كوربوقا و پرلان و يوركون و كلچى كه از بيم لشكر منصور در بيابان متحير و سرگردان مىگشتند ، همه را دريافته ، غارت كردند ، و اموال و اسباب فراوان غنيمت گرفتند و زنان و فرزندان ايشان را اسير كرده بياوردند . [ بيت ]
چه گويم زان پرىرويان روسى * چو گل آگنده در كتّان روسى
حضرت صاحب‌قران سپهر اقتدار غجرچى گرفته ، از آنجا متوجه طرف
هامش
( 1 ) . م : - هم . ( 2 ) . ع : مختلف .