گفتار در ايلغار فرمودن حضرت صاحبقران از عقب توقتمش خان
صاحبقران « 1 » گيتىستان ، اموال و غنايم كه از اندازه بيرون در اين فتح همايون حاصل آمده بود ، با آغرق بگذاشت و اميرزاده ميرانشاه را - كه پيشتر از مصاف از اسب خطا كرده بود و دست مباركش آسيب كسرى يافته - در آغرق بگذاشت و امير يادگار برلاس و امير حاجى سيف الدين را پيش او بازداشت و لشكر اختيار كرده ، ايلغار فرمود و به تكامشى توقتمش خان روان گشت و به تعجيل تمام شب و روز در عقب او مىراند ، و چون به معبر آتل رسيد - كه آن را گذار توراتور « 2 » گويند - پسر اروس خان ، قويرى چاق اغلان را كه ملازم حضرت صاحبقرانى بود ، جمعى بهادران اوزبك كه در سلك ملازمان موكب همايون منخرط بودند ، همراه كرد و اسباب پادشاهى آماده داشته ، به خلعت طلادوز و كمر زرين مشرّف گردانيد و از آب آتل بگذرانيد و خانى الوس جوجى را به او تفويض فرمود .
[ نظم ]
آوريدى جهان به تيغ فراز * به سر تازيانه دادى باز
گنج در حضرتش روانه شده * غارت تيغ و تازيانه شده
شاهزادهء جوجىنژاد برحسب فرموده ، بدانجانب رفت و به جمع آوردن سپاه پراكنده و ضبط الوس مشغول شد و عساكر گردون مآثر در پى دشمنان شتافته ، تا اوكك برفتند و بسيارى از ايشان را به قتل آوردند ، و آن روز برگشتگان را از اين طرف ضرب شمشير قاتل بود و از آن طرف آب خونخوار آتل ؛ بيشتر ايشان را گرفته اسير كردند و اندكى از ايشان به عمدها خود را در آب انداختند و به آن طرف آتل گذشتند و توقتمش خان ، خانى را با خانومان و هرچه داشت از پيدا و پنهان بگذاشت و از بيم جان با معدودى چند بهطرف بولر به جنگلستان درآمد و از چنگال شيران دشمنشكن امان يافت ، و لشكر منصور از اين سوى آب تا به آن
هامش
( 1 ) . ع : حضرت صاحبقران .
( 2 ) . الف : توراتو .