تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
قول خود رسيدند بازگشتند و بر آن جماعت كه در پى ايشان رفته بودند ، حمله آورده بازگردانيدند و به حضرت صاحب‌قرانى رسانيدند و بعضى را بكشتند و بعضى از هرطرف بگريختند و بدين واسطه قوشونات به‌هم برزده شد ، و ايشان دلير گشته پيش راندند و بر حضرت صاحب‌قرانى حمله آوردند . امير شيخ نور الدين جان فداى ولىنعمت و توكل بر حضرت عزت « 1 » كرده پيش دشمنان فرود آمد و پنجاه كس با وى فرود آمدند و به زخم تير جگردوز ايشان را بازداشتند . [ نظم ]
به هر تير كز شستشان شد روان * به پهلو درآمد يكى پهلوان
و محمد آزاد و على شاه برادر او و توكل باورچى هريك ارابه‌اى « 2 » از ارابه‌هاى مخالفان گرفته ، بياوردند و هرسه را در پيش حضرت صاحب‌قران كامگار به‌جاى چپر برهم بستند و اللّه داد با قوشون وفادار به مدد رسيده ، او نيز پهلوى شيخ نور الدين پياده شد ، و حسين ملك قوچين نيز با تغمكان برسيد و فرود آمد ، و امير زيرك جاكو نيز با قوشون خود بيامد و با ايشان موافقت كرد و قوشون قول با توق و علم رسيده گورگه زدند و برغو كشيده سورن انداختند و استوى نيز با قوشون خود رسيده در عقب قوشون قول فرود آمدند . [ نظم ]
نهيب خروشيدن كوس جنگ * ز سر مغز مىبرد و از روى رنگ نفير دليران برآمد به اوج * به هر گوشه مىرفت خون موج موج
هرچند لشكر دشمن « 3 » فوج‌فوج آمدند و حمله‌هاى پياپى كرده كوشش‌ها نمودند ، بهادران ظفرپناه را كه فرود آمده و سوكدامشى كرده تير مىانداختند ، از جاى نتوانستند جنبانيد . [ نظم ]
ز بس قتل و زخم اندر آن دشت كين * تو گفتى كه درياى خون شد زمين ز بس كشتگان گرد بر گرد راه * چو بازار محشر شده حربگاه
هامش
( 1 ) . ع : + عزّ اسمه . ( 2 ) . الف : همه‌جا عرابه . ( 3 ) . م : - دشمن .