آهنگ گريز تيز ساخته ، بازگشتند . « 1 » صاحبقران با لشكر ظفرقرين گذار پيدا كرده از آب ترك عبور نمود ، و توقتمش خان به آب قورى رسيده بايستاد و به جمع باقى لشكرهاى خود مشغول شد . و چون سپاه ظفرپناه را زاد كم مانده بود ، حضرت صاحبقران كنار كنار آب بهطرف ولايت جولات « 2 » روان شد تا لشكريان از غلات آنجا آزوق « 3 » بردارند و از سر فراغ روى جلادت به استيصال مخالفان آرند . در اين اثنا ، قراولان خبر آوردند كه توقتمش خان دگرباره لشكر آراسته است و كنار كنار آب به طرف نشيب در عقب لشكر منصور مىآيد . حضرت صاحبقران ميمنه و ميسره و قلب و جناح لشكر نصرتشعار ترتيب داده ، بازگشت و به بالا آب متوجه ايشان شد ، و چون مسافت ميان جانبين نزديك شد ، در روز سهشنبه بيست و دوم جمادى الثانى سنهء سبع و تسعين و سبعمائه موافق تنغوز « 4 » ئيل ، در مقابل يكديگر فرود آمدند .
تواچيان سپاه ظفرپناه برحسب فرمان زمين قسمت كردند و لشكريان از جميع جوانب پيرامن معسكر نصرتقرين خندق فروبرده ، چپرها زدند و مندوها استوار كردند ، و بيرون آن خندق خندقى ديگر بكندند ، و يرليغ لازم الاتّباع به نفاذ پيوست كه در آن شب هركس بهجاى خود پاى ثبات برقرار داشته از محل خود حركت نكند و از شبيخون برحذر بوده ، هيچ آفريده آواز برنيارد و فغان برندارد .
[ بيت ]
بفرمود كآتش نسوزند كس * نبايد كه آيد صداى جرس
امر عالى را امتثال نمودند ، چون پاسى از شب بگذشت توقتمش خان عزم شبيخون ساخت كه مگر تفرقه در اردوى همايون تواند « 5 » انداخت . و چون نزديك رسيد ، گورگه زد و نقاره فروكوفته برغو « 6 » كشيدند و سورن انداختند . عساكر گردون مآثر برحسب فرموده اصلا ملتفت ايشان نشدند و از كس آوازى برنيامد ، ايشان
هامش
( 1 ) . ع : + حضرت .
( 2 ) . ع : جولاب .
( 3 ) . الف ، م : آزرق .
( 4 ) . ع : تنگوز .
( 5 ) . ع : - تواند .
( 6 ) . الف : برغوغا .