تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
سمور به موكب همايون رسيد و بعد از اقامت مراسم زمين‌بوس ، مكتوب توقتمش خان به عرض رسانيد ، حضرت صاحب‌قران از آن جواب‌هاى ناصواب بغايت خشمناك شد و به عرض لشكر و ترتيب سپاه فرمان داد .

گفتار در عرض ديدن صاحب « 1 » قران مظفر لوا لشكر فيروزىنشان را

[ نظم ]
شهنشاه ديندار صاحب‌قران * خديو فلك قدر گيتىستان بفرمود تا برنشيند سپاه * درآيد به آيين سوى عرضگاه برآراسته يكسر اسب و سوار * همه با سلاح آنچه آيد به كار
و آب سمور در دامن كوه البرز واقع شده و از آنجا تا درياى قلزم « 2 » پنج فرسخ باشد ، برحسب فرمان لشكرها به ترتيبى تمام سوار شده ، توره انداختند ، چنانچه قنبل دست چپ در دامن كوه البرز بود و قنبل دست راست در كنار درياى قلزم ، از جنب كوه تا لب دريا صف‌ها راست برآراسته ، و از فراز ترك رزم‌آزمايان تا شيب نعل بادپايان [ مصراع ]
« درخشنده چون ماه ناكاسته »
از كثرت و بسيارى به مرتبه‌اى كه از زمان چنگيز خان باز ، هيچ آفريده ، لشكرى به آن انبوهى نشان نداده و نديده ، و در تجمّل و آراستگى به حيثيتى كه در قصص و حكايات ملوك عجم هيچ‌كس مثل آن نخوانده و نشنيده « 3 » . [ شعر ]
سپاهى به كثرت فزون از حساب * به آيين ، فروزنده‌تر ز آفتاب همه غرق فولاد و آهن گسل * هزبران پيل‌افكن شيردل
هامش
( 1 ) . ع : + حضرت . ( 2 ) . غرض از درياى قلزم ، درياى خزر است . ( 3 ) . م : - « در تجمل و آراستگى . . . نخوانده و نشنيده » .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 803 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى