تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢
هركس به حسب حال خويش به نيل امانى و آمال فايز شده ، از شاخ شادمانى ميوهء كامرانى چيده و زبان مسرّت به تهنيت گشاده ، مراسم ثنا و دعا به ادا مىرسانيد كه ، [ بيت ]
شكر خدا كه از افق سلطنت ز نو * ماهى طلوع كرد كه روشن كند جهان خورشيد طلعتى كه ز فرّ جبين او * صدگونه نازش است زمين را بر آسمان
و چون حضرت صاحب‌قران محافظت ذات شريف و جوهر لطيف او را كه در كنف حفظ حفيظ عليم تعالى و تقدس ، پيوسته مصون و محروس است - و الحمد للّه على ذلك - به مهد اعلى تومان‌آغا - كه بلقيس زمان و قيدافهء عهد و اوان بود - نامزد فرمود ، آن ملكهء ملك نهاد فلك اقتدار مراسم طوى و نثار تقديم نمود . [ نظم ]
به شكرانه بانوى بلقيس فرّ * برآراست بزمى و جشنى دگر كه فردوس در جنب آن بزمگاه * نمودى ز صد بوستان يك گياه در آن بزم شه كرد بخشش بسى * فزون ز انكه داند شمارش كسى به عشرت يكى هفته بگذاشتند * مراد دل از عيش برداشتند
و چون امير عثمان عباس به رسم اتابكى آن شاهزادهء جوان‌بخت بلندپايه و سرافراز گشته بود و حليله‌اش سادقين « 1 » آغا كه قرابت نزديك با حضرت صاحب‌قرانى داشت به دايگى استسعاد يافته ، ايشان نيز طوىهاى لايق و جشن‌هاى موافق مرتب داشته پيشكش‌ها كردند و نثارها افشاندند . [ نظم ]
به صد گونه اقبال و شادى و كام * به عشرت برآمد سه هفته تمام
و چون از وظايف طوى و لوازم عيش « 2 » فراغت حاصل آمد و مراسم شكر و شكرانه به اقامت پيوست « 3 » ، صاحب‌قران گيتىستان در سه‌شنبه هيژدهم ذى قعده از مينك « 4 » گول نهضت فرموده ، به سعادت و اقبال روان شد و بر سر عقبه‌اى فرود آمد .
هامش
( 1 ) . الف : صادقين . ( 2 ) . ع : جشن . ( 3 ) . ع : + حضرت . ( 4 ) . ع : منيك .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 792 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى