تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
ز سوى يسارش نى و چنگ و عود * ز گردون گذشته صداى سرود در آن بزم چون گلشن از هر كران * چو بلبل نواساز رامشگران يكى تقوز از چاوشان گزين * بر اسبان تازى زرّينه‌زين ببسته مرصع كمرهاى زر * طلادوز خلعت فكنده به بر يكايك همه شش پر زر به دست * ز بهر سرانجام اهل نشست جهان تا جهان خوان و دستارخوان * برآراسته شيره‌ها بىكران جدا نزد هركس ز ارباب عيش * مهيا ز هرگونه اسباب عيش مرصّع صراحى و زرّينه جام * پر از بادهء لعل سيما مدام مى خسروانى و صافىعرق * ز كوثر به صد وجه برده سبق بسى سروبالاى زهره‌جبين * كشان ذيل بغتاق « 1 » اندر زمين به قامت چو سرو و سمن‌بو همه * به طلعت چو ماه سخن‌گو همه تو گفتى كواكب ز چرخ كبود * همه آمدستند آنجا فرود
شاهزادگان نامدار و امرا و نويينان رفيع‌مقدار و جمهور اركان دولت و ساير اعيان حضرت از كمال بهجت و شادمانى و غايت مسرّت و كامرانى به عيش و عشرت مشغول گشتند . [ بيت ]
ز بس خسرو و مير فرخنده‌چهر * چو چرخى بدانجا پر از ماه و مهر همه با درون‌هاى صافى چو جام * به كف باده از بام تا وقت شام
و طوايف اكابر و اشراف از سادات و موالى و علما و مشايخ و اعالى كه از اطراف و اكناف به درگاه عالم‌پناه آمده بودند . [ نظم ]
همه نامداران و دانشوران * ز اطراف عالم كران تا كران ز توران و ايران و هر مرزوبوم * ز هندوستان تا به اقصاى روم
هامش
( 1 ) . م : بغلتاق .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 791 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى