تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
ارجمند مندرج مىباشد كه واقفان زبان رمز ، آن را دريابند ، و اللّه أعلم بحقايق الامور ، و بر وفق « الأسماء تنزل من السّماء » 229 اسم مباركش ابراهيم سلطان مقرر گشت ، تا سمى خليل الرحمن باشد . [ بيت ]
سلطنت از كنج خلّت كام يافت * بر حق ابراهيم سلطان نام يافت
و از شمول ميامن توافق
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ
« 1 » اركان دولت و اقبال اين دودمان خجسته به نيروى سعادت اين شاهزادهء جوان‌بخت و اولاد و امجادش مزيد رفعتى يابد . رباعى
شاهى كه زمانه كمترين چاكر اوست * خورشيد غلام طلعت انور اوست نامش ز خليل است و نشانش ز حبيب * زان ملك سليمان به‌سزا درخور اوست

گفتار در جشن كردن « 2 » حضرت « 3 » صاحب‌قرانى جهت ولادت همايون به سعادت و كامرانى

[ بيت ]
چو سلطان خاور برافراخت سر * به دامان گردون برافشاند زر
حضرت صاحب‌قرانى در عين شادمانى و كامرانى از مرغزار قارص نهضت نموده روان شد و به دشت مينك « 4 » گول نزول فرمود و امرا - كه به جانب گرجستان به نيت غزو و جهاد رفته بودند ، غزوات بسيار كرده و ولايت گرجستان را مسخر گردانيده و بسى از قلاع ايشان را به نيروى دولت روزافزون گشوده - مظفر و منصور با غنايم نامحصور معاودت نمودند و در اين محل به شرف بساطبوس فايز گشته ، نقود بسيار و جواهر شاهوار نثار كردند .
هامش
( 1 ) . بقره / 127 . ( 2 ) . الف : فرمودن . ( 3 ) . الف : - حضرت . ( 4 ) . ع : منيك .