تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قرانى « 1 » شاهزادهء جوان‌بخت ارجمند شاهرخ را جهت ضبط تختگاه سمرقند

صاحب‌قران « 2 » سپهراقتدار صباح جمعهء بيست و يكم ذى قعده اميرزاده شاهرخ را اشارت فرمود كه متوجه سمرقند شود و به ضبط و دارايى آن ممالك « 3 » قيام نمايد و در باب دادگسترى و رعيت‌پرورى سعى بليغ به تقديم رساند و در اين معنى از هرگونه نصايح پدرانه بسى سخن راند ، محصلش آن‌كه ، [ نظم ]
روان شو سوى تختگه با سپاه * ولى دار پندم سراسر نگاه نخست آنكه غافل مباش از خداى * كه فضلش به دولت بود « 4 » رهنماى مياسا ز طاعت شبان دراز * سوى عدل چون روز شو سرفراز ز گفتار پيغمبرش برمگرد * اگر بر سريرى و گر در نبرد طلب هيچ جز نام نيكو مكن * كه اين نيكنامى نگردد كهن بر آن باش تا هرچه نيّت كنى * نظر در صلاح رعيّت كنى خداترس را بر رعيّت گمار * كه معمار ملك است پرهيزگار بدانديش توست آن و خونخوار خلق * كه نفع تو بيند در آزار خلق ز ظالم ستان داد مظلوم را * بيارا به انصاف آن بوم را حرام است بر پادشه خواب خوش * چو بيند ضعيف از قوى باركش خدا مهربان است بر دادگر * ببخشاى و بخشايش حق نگر به سمع رضا مشنو ايذاى كس * و گر گفته باشد به غورش برس چو خشم آيدت بر گناه كسى * تأمّل كنش در عقوبت بسى كه سهل است لعل بدخشان شكست * شكسته نشايد دگرباره بست ز صاحب غرض تا سخن نشنوى * كه گر كار بندى پشيمان شوى ترا اين سخن‌ها ز من ياد باد * به نيروى دولت دلت شاد باد
هامش
( 1 ) . الف : قران . ( 2 ) . ع : حضرت صاحب‌قران . ( 3 ) . ع : مملكت . ( 4 ) . ع : + دايما .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 793 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى