تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
تمام اسلحه و ادوات حرب كه در آن قلعه مانده بود فرود آوردند و فرمان واجب الاذعان به نفاذ پيوست كه مصر و سلطان عيسى حاكم ماردين هردو را به سلطانيه برند و مصر را از آنجا به سمرقند فرستند . برحسب فرموده به تقديم رسانيدند و عواطف خسروانه بهادران و مبارزان لشكر كه آثار جلادت و مردانگى به ظهور رسانيده بودند همه را نوازش فرمود و خلعت داد و اكلكا ارزانى داشت .

گفتار در مراجعت رايت نصرت‌شعار حضرت صاحب‌قرانى از آونيك

حضرت صاحب‌قرانى قلعهء آونيك را به امير اتلمش سپرد و جمعى از لشكريان را پيش او به توسقال بازداشت ، و پنج روز در آن موضع جشن كرده ، به عشرت و كامرانى بگذرانيد ، و روز پنجشنبه هفتم شوّال به سعادت و اقبال از آنجا نهضت فرموده ، روان شد و روز آدينه هشتم ، [ نظم ]
جهان خرد آصف جم‌نگين * وزير فلك مرتبت سيف دين ز سوى سمرقند شادان رسيد * بسى پيشكش‌هاى لايق كشيد شه از وى خبرهاى توران‌زمين * بپرسيد تا بازداند يقين چنين گفت كاندر همه ملك شاه * نيارد كسى تيز كردن نگاه چو چرخ ار كشد كس به سر طشت زر * كه يا رد در آن تيز كردن نظر جته از قراخواجه زان سو شتافت * خبر زين ممالك‌ستانى چو يافت حكايت به دستور مىگفت شاه * چنين تا سوى منزلى كرد راه يكى مرغزارى چو باغ بهشت * كه رضوان تو گفتى در آن لاله كشت گل هفت رنگ اندر آن مرغزار * علفخوار اسبان و جاى قرار فرود آمد آنجا به اقبال شاه * سپاهش گرفتند يكروزه راه
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 778 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى