همايون « 1 » چنان بود كه عنان عزيمت به جانب آلهتاق معطوف دارد ، كه ناگاه از پيش اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده ميرانشاه خبر آمد كه مردم حصار قراچهقيا - كه عبارت از شهر آمد است ، كه به حامد اشتهار يافته - به حصانت حصار مغرور گشته ، سركشى مىكنند و به قدم انقياد پيش نيامدند .
گفتار در توجه رايت كشورگشاى گيتىستان به « 2 » صوب حامد و فتح آن
چون حضرت صاحبقران بر مخالفت اهالى حامد اطلاع يافت ، در حال امير جهانشاه را به ايلغار بفرستاد ، و روز دوشنبه بيست و سيوم جمادى الآخر ، قرين نصرت و ظفر با تمام لشكر متوجه حامد شد ، و شب در ميان كرده آنجا رسيد ، و مجموع لشكر از دجله - كه آبش در آن محل بغايت سبك است - عبور نموده ، گورگه و نقاره فروكوفتند و سورن انداختند و حصار را درميان گرفته ، فرود آمدند .
و آن حصار در استحكام و استوارى به مرتبهاى است كه كس مثل آن در عالم نديده و نشنيده . چه بارهاىست بغايت بلند از سنگهاى تراشيده برآورده و به گچ استوار گردانيده « 3 » و عرض ديوارش به حيثيتى است كه بر بالاى آن « 4 » دو سوار پهلوى يكديگر توانند راند و بر سر باره هم از طرف بيرون و هم از جانب اندرون به مقدار قامت شخصى بلند ، ديوار از سنگ تراشيده برآوردهاند و بر بالاى آن آهك زده و باز بر سر آن از طرف بيرون ديوار سنگ برآورده « 5 » و كنگرهها ساخته ، چنانچه مجموع آن بارو دو طبقه است ، تا هنگام بارندگى و وقت شدت سرما و گرما مردم در طبقهء زيرين توانند بود و برجهاى عالى ترتيب كردهاند و در ميان هردو برج ده پانزده گز باشد . و در اندرون حصار دو چشمهء آب سنگين جارىست و بسى باغهاى معتبر هست و اين اوصاف ، از ديده ثبت افتاده ، نه از مجرد سماع . و گويند از بناى آن حصار چهار هزار و سيصد سال گذشته و در هيچ عصر از اعصار دست قدرت و قوت هيچ
هامش
( 1 ) . م : مبارك .
( 2 ) . الف : + فتح .
( 3 ) . ع : - كرده .
( 4 ) . ع : + ديوار .
( 5 ) . م : - « به مقدار قامت . . . بيرون ديوار سنگ برآورده » .